تاريخ : دوشنبه بیست و دوم خرداد 1391 | 21:28 | نویسنده : گلچین جاویددوست

توماسو دي جوانّي دي سيمونه معروف به ماساچو در ایتالیا اهل سان چوان

خلف هنری جیوتو میباشد

از ابداعات او نمایش وقایع در زمانهای مختلف در یک اثر است

از  مهّم‌ترين نقاشان اوايل دوره رنسانس


فقط 28 سال زيست (1428 ـ 1401)

در همين زمان اندك نقاشي ايتاليا را دگرگون كرد.

تا پیش از وی منبع نور مشخص نبود و نوری یکسان و خنثی در کل صحنه وجود داشت

اولین بار مازاتچو از منبع نور مشخص استفاده کرد

فیگورها حالت نیمه برجسته پیدا کردند

استفاده از پرسپکتیو هندسی در اثار

تصورفضایی واقعی و مشترک برای بیننده


در اثار وی دو گرایش اصلی رنسانس یعنی:رئالیسم مبتنی یر مشاهده و کاربرد ریاضیات در کمپوزیسیون مشهود است


اثار:نقدینه خراج-تثلیث مقدس-رانده شدن ادم و حوا از بهشت


يكي از فرسكهاي پر از فرم او در كليساي «سانتا ماريا دل كارمن» در شهر فلورانس قرار دارد كه در سالهاي 1428 – 1426 اجرا شده است.

                از قدرت بي حد او در ايجاد فرم همين بس كه يك قرن بعد كارهاي او نمونه و سرمشقي براي ميكل آنژ مي شوند.

                با اينكه اولاد و احفاي نقاشان براي تماشاي آثار ماساچو در كليساي سانتا ماريا دل كارمن از اكناف جهان به فلورانس روي مي آورند معهذا با ظهور جنبش جديد «گوتيك بين المللي» نفوذ اين هنرمند رو به كاهش مي گذارد.

شكل‌هاي ماساچو نمونه دوباره سازي شده وزن بُعد و حجم است. اهميت ماساچو دست كم در اين است كه يكي از نخستين نقّاشان، يا شايد تنها نقاشي بود كه شيوه قايم به ذات و مستحكم پرسپكتيو خطّي [تك مركزي] را به كار گرفت.

اين شيوه به او اجازه مي‌داد كه سطح و گودي تصوير را در فضاي واقعي بگشايد، به اين ترتيب توهّمي از نقشي سه بُعدي روي سطحي دو بُعدي به دست مي‌آمد. در پرسپكتيو تك مركزي راست گوشه‌ها « كوتاه كردن خطوط در فضا » به نقطه‌اي در خط افق ختم مي‌شوند. اين شيوه البته سابقه داشت، در نقاشي باستان هم نقّاشان پرسپكتيو را به كار ميگرفتند ، و جوتّو و برادران لورن زتّي اهل سيه نه از طريق نگاه به طبيعت اين روش ها را تجربه كردند. امّا در تلاش‌هاي نخستين معمولاً نقاط افق يكي نبود، ممكن بود چند تا باشد، به اين ترتيب پرسپكتيو به دست آمده استوار و قايم به ذات نبود و ممكن بود تغيير كند. شايد نقّاشان قرون وسطا هم در كسب وجهي از وجوه مختلف واقعّيت گرفتار شده بودند، كه احتمالاً به طريق اشاره بهتر از پرسپكتيو معماري قابل توضيح باشد، مثلاً اندازه نسبي ابعاد با توجّه به اهميّتي كه در عالم مريي به دست آورده‌اند. به هر صورت به كارگيري پرسپكتيو خطي، از ويژگي‌هاي نقاشي رنسانس، قرن چهاردهم را از قرن سيزدهم كاملاً متمايز مي‌كند.


از طريق همين اثار بود كه نقّاشان و نقّادان هنري با نگاه به سطحي دو بُعدي دريچه‌اي گشودند كه اينك ما از درون آن مي‌توانيم به فضاهايي بنگريم كه گرچه مجازي است ولي قابل باور است.

ماساچّو در مقال نور و سايه نيز استاد بود. واژه ايتاليايي كيارو ـ اسكورو [oscuro ـ chiaro] به معناي روشن ـ تاريك، نور را براي توضيح و تعريف شكل و فضا به كار مي‌گيرد. در جهان مادّي هنگامي كه نور از منبعي مي‌تابد، نزديكترين اشيا را روشن مي‌كند و اشياي دورتر در تاريكي قرار مي‌گيرد. ماساچو به اين تغييرات نگريست و آن‌ها را به كار گرفت و موفق شد در كليساي جامع برانكاچي بهترين نمونه‌هاي نورپردازي طبيعي را در ترسيم سن پيتر، و سن پُل به كار برد، (1425)، در ساختار آناتوميك آثار خود نيز بر نگاه كيارو ـ اسكورو تاكيد گذاشته و اصرار داشته كيفيّت‌هاي استخوان‌بندي و عضلاني انساني را به نمايش بگذارد، آنطور كه حتي در آثار جوتّو نيز سابقه نداشت.
تا پايان قرن پانزدهم شيوه ماساچو راهنماي نقاشان ديگري از قبيل ماسولينو، پائولو اوچلّو و فيليپو ليپي قرار گرفت كه اصول نگرش به طبيعت و شيوه پرسپكتيو و نورپردازي او را دنبال كردند. مهّمتر از همه اومانيزم نيرومند او را نيز وام گرفتند، و در آثار خود لحاظ كردند.





  • دنیای اس ام اس
  • تکاب بلاگ