تاريخ : یکشنبه هفتم خرداد 1391 | 20:4 | نویسنده : گلچین جاویددوست
باوهاوس در زبان آلمانی Bauhaus و به معنی خانه معماری است. مکتب طراحی و هنری باهاوس تأثیر عمیقی بر فرهنگ تجسمی در سده ی اخیر گذاشت، این مکتب درسال 1919،روزهای پر آشوب پس از شورش های انقلابی آلمان پی ریزی شد، که در پی شکست این کشور در جنگ جهانی اول رخ داد. این مکتب و مدرسه نقش مهمی در برقراری پیوند میان طرح و فن ایفا کرد. آموزه های آن پیش و پس از انحلال به عنوان نماد مدرنیته شناخته شد. ادعا می شود، روش آموزش در آنجا منحصرا متناسب با طراحی صنعتی تحول یافته است و این موسسه را مهد طراحی صنعتی مدرن می دانند. مدرسه در سه شهر آلمان، در سه دوره زمانی (وایمار از 1919 تا 1925، دسائو از 1925 تا 1932 و برلین از 1932 تا 1933) و تحت مدیریت سه معمار (والتر گروپیوس از 1919 تا 1927، هانس مه یر از 1928 تا 190 و لودویگ میس ون دروهه از 1930 تا 1933) به فعالیت پرداخت.


کارگاه های باهاوس نخست در سال 1906 با عنوان مدرسه هنرها و صنایع دستی وایمار، توسط معماری هلندی به نام هنری وان دولده تأسیس شد.
او نماینده برجسته هنر نوین بود و در برنامه آموزشی اش بر صنعت گری در کنار خلاقیت و آزمایشگری آزاد تأکید می کرد

وی با آغاز جنگ جهانی اول یک معمار جوان آلمانی به نام والتر گروپیوس را جانشین خود کرد. او مدیریت این مدرسه را پذیرفت و بخش های مختلف مدرسه اصلی را با نام جدید باهاوس از نو سازمان داد.
در اینجا لازم است دو جنبه از شهرت این مدرسه مورد بررسی قرار گیرد :
اول اینکه ادعا می شود روش آموزش در آنجا منحصرا متناسب با طراحی صنعتی تحول یافته است. دوم اینکه این موسسه را مهد طراحی صنعتی مدرن می دانند

در سالهای اولیه تاسیس مدرسه باوهاوس، هدف اصلی، یکپارچه کردن هنر و حرفه بود. اولین مرحله ساختار آموزشی، دوره ابتدایی بود که یوهانس ایتن آن را بنا نهاد. سپری کردن این دوره برای تمام هنرجویان اجباری بود. در این دوره، یادگیری حالت عملی داشت. در حین کارعملی، شکل، رنگ، ماده و بافت بر پایه مطالعات نظری بررسی و ترکیب می شدند. پس از آن نوبت آموزش در کارگاه فرا می رسید که شامل دو رشته دروس هنری و حرفه ای می شد و از سال 1924 رشته معماری نیز به آن افزوده شد. در این دوره برای تدریس کارهای تخصصی، همان شیوه دوره ابتدایی به کار گرفته می شد.
در برنامه های این مدرسه بر تحقیق برای پیدا کردن راه حل های پاره ای از مسائل مانند مسکن و شهر سازی و تولید انبوه با کیفیت بالا و سودمند که از نیازهای حیاتی آلمان فقر زده آن زمان بود تأکید می شد. گروپیوس برخی از بهترین و خلاق ترین مغزهای متفکر آن زمان از جمله پل کله، ایتن،کاندینسکی،موهولی ناگی، جوزف آلبرز را به خدمت گرفت.
همچنین برخی اساتید جنبش های برجسته آوانگارد برای تدریس مدرسه دعوت می کرد.در زمان ایتن به نگرش متافیزیکی ( انتزاعی ) اهمیت می دادند و بر تجربه به مثابه ابزاری برای خودیابی تاکید می کردند. پس از کناره گیری ایتن در سال 1923، لازلو موهولی - ناگی و یوزف آلبرس، مدریت دوره ابتدایی را به عهده گرفتند. آنها بر عینیت فنی و اقتصاد، و به دست آوردن حداکثر نتیجه با حداقل تلاش، تاکید می ورزیدند که بار دیگر به اشکال هندسی و انتزاعی منجر شد که ریشه در یک نظریه ایدئالیست افلاطونی داشت.
والترگروپیوس:
والتر گروپیوس در سال 1919 با ادغام آکادمی هنرهای زیبا و مدرسه هنرها و پیشه ها، مدرسه باوهاوس را در وایمار بنیان نهاد. او در نخستین بیانیه خود، نظر ویلیام ماریس درباره تعالی صنایع دستی را با فکر وحدت همه ی هنرها درآمیخت و مرزبندی میان جنبه های تزیینی و کاربردی در هنرها را مردود شمرد؛ نخستین مانیفست آن مزین شده بود به گراوری چوبی اثر لیونل فینینگر با عنوان کاتدرال و اینگونه آغاز می شود: «هدف نهایی همه هنر های تجسمی ساختمان کامل است» و در ادامه آمده: «ما در پی آنیم که جامعه تازه ای از هنرمندان پدید آوریم تا در میان آن ها دیگر تعصب حرفه ای که اکنون چون دیواری بلند هنرمندان و صنعتگران را از هم جدا می سازد، وجود نداشته باشد». از نظر سوسیالیست انگلیسی ویلیام موریس کاتدرال های سدهای میانه نشانه ای از وحدت هنر و حرفه، ترکیب هماهنگ مغز و بازو، فرد و جامعه اند. گروپیوس هم چنین پایان انزواجویی هنر و بازگشت به سوی پیشه گری را طی یک تلاش جمعی عظیم اعلام کرد، ایدئولوژی باهاوس در سال های ابتدایی آن ضد سرمایه داری رمانتیک بود.
گروپیوس در سال 1923 ایده " هنر و تکنولوژی به عنوان یک واحد نو" را تبلیغ می کرد. منظور واقعی از این ایده 1926 در رساله ای تحت عنوان " اصول تولیدی باوهاوس" چنین خلاصه شده بود :
کارگاه های باوهاوس اساسا آزمایشگاه هایی هستند که در آنها نمونه هایی از محصولاتی که برای تولید انبوه و زمان ما مناسب هستند، بدقت تولید و به طور مداوم اصلاح می شوند. باوهاوس قصد دارد در این آزمایشگاه ها متخصصانی برای صنایع و حرفه های مختلف تربیت کند که در تکنولوژی و فرم به یک اندازه تبحر داشته باشند.

سبك فرآورده های ((باوهاوس)) خصلت هندسی و ساده داشت و به سبب صرفه جویی در وسایل و مطالعه در كیفیت مواد از سادگی خط و شكل برخوردار بود.

باوهاوس كه در ابتدا به عنوان یك مدرسه و مكتب خانه هنری كارش را آغاز كرده بود توانست با ورود مقتدرانه در حوزه هنر كاربردی بر اكثر مكاتب مدرن اروپا در زمان جنگ جهانی دوم تأثیر بگذارد. عمده شهرت این مدرسه در مجامع هنری به سه دلیل بود:
نخست، حضور اساتیدی همچون پل كله، واسیلی كاندینسكی،موهولی ناگی و جوزف آلبرز
دوم به دلیل روش آموزش آن كه منحصراً متناسب به طراحی صنعتی تحول یافته بود و سوم به دلیل پیوند دادن هنر و صنعت در این موسسه آن را مهد طراحی صنعتی مدرن می شناختند.
اولین مرحله ساختار آموزشی، دوره ابتدایی بود که یوهانس ایتن آن را بنا نهاد. سپری کردن این دوره برای تمام هنرجویان اجباری بود. در این دوره، یادگیری حالت عملی داشت. در حین کار عملی، شکل، رنگ، ماده و بافت بر پایه مطالعات نظری بررسی و ترکیب می شدند. پس از آن نوبت آموزش در کارگاه فرا می رسید که شامل دو رشته دروس هنری و حرفه ای می شد و از سال 1924 رشته معماری نیز به آن افزوده شد. در این دوره برای تدریس کارهای تخصصی، همان شیوه دوره ابتدایی به کار گرفته می شد.
در زمان ایتن به نگرش متافیزیکی (انتزاعی) اهمیت می دادند و بر تجربه به مثابه ابزاری برای خودیابی تأکید می کردند. پس از کناره گیری ایتن در سال 1923، لازلو موهولی-ناگی و یوزف آلبرس، مدریت دوره ابتدایی را به عهده گرفتند. آنها بر عینیت فنی و اقتصاد، و به دست آوردن حداکثر نتیجه با حداقل تلاش، تأکید می ورزیدند که بار دیگر به اشکال هندسی و انتزاعی منجر شد که ریشه در یک نظریه ایدئالیست افلاطونی داشت.
گروپیوس 1923 ایده "هنر و تکنولوژی به عنوان یک واحد نو" را تبلیغ می کرد. منظور واقعی از این ایده در سال 1926 در رساله ای تحت عنوان " اصول تولیدی باوهاوس" چنین خلاصه شده بود: کارگاه های باوهاوس اساسا آزمایشگاه هایی هستند که در آنها نمونه هایی از محصولاتی که برای تولید انبوه و زمان ما مناسب هستند، به دقت تولید و به طور مداوم اصلاح می شوند. باوهاوس قصد دارد در این آزمایشگاه ها متخصصانی برای صنایع و حرفه های مختلف تربیت کند که در تکنولوژی و فرم به یک اندازه تبحر داشته باشند. برای خلق مجموعه ای از نمونه های استاندارد که به تمام ضرورت های اقتصاد، تکنولوژی و فرم بپردازد لازم است بهترین، همه فن حریف ترین و فرهیخته ترین افرادی ر انتخاب کرد که در زمینه کار کارگاهی مجرب باشند و از عناصر طراحی و مکانیک و قوانینی که در آنها نهفته است اطلاع کامل داشته باشند. پس از آن کارگاه های باوهاوس به صورت آزمایشگاه های ساخت پیش نمونه برای تولید ماشینی درآمدند و بسیاری از فرآورده های این کارگاه ها (به خصوص میز و صندلی، منسوجات و لوازم چراغ برقی) با موافقت صاحبان صنایع در خط تولید کارخانه ای قرار گرفتند. سبک فرآورده های باوهاوس خصلت هندسی و ساده داشت و به سبب صرفه جویی در وسایل و مطالعه در کیفیت مواد از پالودگی خط و شکل برخوردار بود. ویژگی عمده سبک باهاوس تکیه هر چه بیشتر بر کارکردگرایی، بهره گیری بهینه از خواص مواد و مصالح صنعتی، احتراز از تزئینات تجملی در نمای ساختمان ها و فرآورده های صنعتی بود. دستیابی به نوعی هماهنگی بین ضرورت های کارکردی و کیفیت زیباشناختی، خوش ساختی و خوش ترکیبی محصولات صنعتی از دیگر اهداف موسسان مدرسه باهاوس بود. استادان باهاوس به شاگردان خود یاد می دادند که همه چیز را بر مبنای نیازها طراحی کنند و از هیچ عنصری که فاقد کارکرد باشد و تنها جنبه زیباشناسانه داشته باشد استفاده نکنند. در مدرسه باهاوس تاریخ معماری جایی میان دروس دانشجویان نداشتند، چرا که در باهاوس قرار بود همه چیز بر مبنای اصول اولیه معماری و بدون توجه به آثار گذشتگان ساخته شود.

باهاوس در ابتدا برای تأمین بودجه خود به سوبسیدی که از جمهوری وایمار می گرفت وابسته بود. اما بعد از ایجاد تغییراتی در حکومت محلی وایمار، این مدرسه در سال 1925 به شهر دسائو منتقل شد (از همان آغاز این مدرسه جدید با دانشجویان رادیکالی که جذب کرده بود از طرف مردم و دولت وایمار مورد سوء ظن بود و بعدها هم از سوی دولت تحت فشار قرار گرفت) ساختمان جدید باهاوس که توسط گروپیوس طراحی شد، سبک و خصلت صنعتی جدیدی را منعکس می کند. در این دوران مدرسه باهاوس منزلتی جهانی یافت و اساتید فرم به مقام پرفسوری ارتقا یافتند. عقلانی سازی و استاندارد سازی به شعارهای جدید تبدیل شدند. پس از انتقال مدرسه باهاوس به دسائو، بخش طراحی صنعتی این مدرسه که مشکل کمتری با حکومت محافظه کار محلی داشتند، در وایمار باقی ماندند. مدرسه طراحی صنعتی باهاوس بعدها نام خود را به دانشکده فنی معماری و مهندسی عمران تغییر داد و از سال 1996 به بعد نیز به نام دانشکده باهاوس آلمان خوانده می شود.
با قدرت رسیدن رژیم نازی ها در آلمان و افزایش فشار سیاسی بر این مدرسه، باهاوس در سال 1933 تعطیل شد. حزب نازی و دیگر گروه های فاشیستی آلمان از ابتدا با فعالیت مدرسه باهاوس مخالف بودند و آن را سنگر کمونیسم می دانستند. نویسندگان نازی چون ویلهلم فریک و آلفرد روزنبرگ نیز در نوشته هاشان باهاوس را «غیرآلمانی» می نامیدند و سبک مدرن آن را به باد انتقاد می گرفتند. در واقع باهاوس یکی از مظاهر «هنر منحط» بود که هیتلر و حزب نازی آلمان کمر به نابودی آن بسته بودند. پس از تعطیلی مدرسه مدیران و استادان مدرسه که همه از معماران طراز اول آن زمان بودند، به کشورهای مختلف در اروپای غربی، آمریکا و... مهاجرت کردند. همچنین شماری از معماران باهاوس که به شیکاگو رفته بودند، باهاوس جدید را در این شهر تأسیس کردند و به تربیت معماران جوان ادامه دادند. این مسئله کمک قابل توجهی به ترویج سبک معماری باهاوس در سراسر جهان کرد و آن را به گفتمان مسلط در معماری و طراحی صنعتی مدرن تبدیل کرد، چنان که این مکتب هنری امروز نیز هم چنان نفوذ جهانی خود را حفظ کرده است.
تاریخ باهاوس به هیچ معنا خطی نیست.تغییرات در مدیریت و نیز مدرسان هنری از خارج از مدرسه در ترکیب با موقعیت سیاسی که تجربه باهاوس ظهور کرد، به تغییراتی مدام منجر شد؛ پیامدهای بیشمار این تجربه هنوز در زندگی معاصر جریان دارد.
این مدرسه در سال 1933 به دلیل آنکه تهدیدی برا ی حزب نازی تلقی می شد تعطیل گردید. و دانش جویان و استادان آن راهی سایر کشورهای اروپایی و آمریکایی گردیدند و فلسه باهاوس را با خود بردند. اگر چه باهاوس تنها 15 سال عمر کرد اما فلسفه و روش های آموزشی آن تأثیر عمده ای بر طراحی قرن 20 گذاشت. یکی از اهداف عمده باهاوس پیوندد میان هنر و صنعت بود. طراحان باهاوس بر این باور بودند که از نظر زیبایی شناسی تولیدات دست ساز با تولیدات ماشینی برابر است با این حال برای رسیدن به این هدف طراح باید توأمان از آموزش فنی و نظری برخوردار باشد




لو گوی مدرسه باهاوس


آلمان آن زمان که در گیر مسائل سیاسی و به هم ریختگی اوضاع بود بر همه زندگی جاری تأثیر گذاشته بود و مسلم است که مدرسه باهاوس نیز از این آشفتگی بی نصیب نبود تا جایی که به علت مشکلات به وجود آمده درسال 1925 به دسائو انتقال یافت و سال بعد در ساختمانی مستقر شد که گروپیوس شخصاً آنرا طراحی کرده بود.
در این دوران موهولی ناگی و هربرت بایر به دلایل شخصی از مدرسه استعفا دادند و جای خود را به هانس مه یر معمار سوئیسی و یوست اشمیت دادند.


پلان ساختمان مدرسه باهاوس


تا دو سال به همین منوال گذشت و بعد از دو سال یعنی در سال 1930 مه یر، که مدیر مدرسه بود از سمت خود کناره گرفت و معمار آلمانی میس اندر روهه جانشین وی شد.
با وجود تلاش های بسیاری که میس اندرروهه برای نگهداری باهاوس انجام داد، به دلیل مشکلات سیاسی از طرف نازی ها مجبور به منتقل کردن مدرسه به کارخانه ای متروک در شهر برلین شد، اما بالاخره در آوریل 1933 نازی ها مدرسه را به تصرف خود درآوردند و تا مدتی از فعالیت مدرسه جلوگیری نمودند.


ساختمان مدرسه باهاوس


اولین آرم مدرسه باهاوس طرحی بود در قالب دایره با تصویری شبیه به انسان که روی دستهایش مثلثی راه راه را بالای سر خود نگه داشته. اما بعدها در سال 1924 این آرم عوض شد و یکی از کارمندان باهاوس به نام اسکار اشلمر طرحی در قالب دایره زد که نیم رخی از صورت انسان را نشان می داد.


ساختمان بسیار شبیه به موزه هنرهای زیبای تهران است


از دستاوردهای مهمی که در این مدرسه به آن بسیار اهمیت داده شده طراحی حروف نوین است در واقع حروف بدون سریف و استفاده از حروف کوچک در ابتدای جملات و اسامی ، از ویژگی های این دستاورد بود که باهاوس در سرلوحه کار خود قرار داده بود.
در این مدرسه معروف جهانی هنرمندانی بنام از جمله پل کله، یوهانس ایتن، واسیلی کاندینسکی و موهولی ناگی تدریس می کردند که هر کدام برای خود غولی در دنیای هنر می باشند



استادان باهاوس بر روی بام باهاوس در دسائو





  • دنیای اس ام اس
  • تکاب بلاگ