پل کله
پل کله
پل کله در یکی از فقير شهر برن سویس، در خانوادهای موسیقیدان به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو موسیقیدان بودند، ولی او نقاشی را اختیار کرد و در سالهای ۱۸۹۸-۱۹۰۱ در آکادمی مونیخ نقاشی آموخت.در 1901به همراه دوست مجسمه سازش هرمان هالر راهی ایتالیا شد.در آنجا از آبزیگاهی که دورن زیست شناس ساخته بود دیدن کرد که زمینه بررسیهای او پیرامون زندگی موجودات زیر دریاهادردریای مدیترانه شد.او در رشته ادبیات تحصیل کرد و سپس برای تحصیل در رشته نقاشی به آلمان رفت او در باواریا و نزد کنیر با اصول طراحی و نقاشی آشنا شد و بعد در آکادمی هنرهای زیبا تحت نظارت و آموزش فرانتز فون اشتوک قرار گرفت.
پل کله پس از سه سال آموزش برای اقامت به ایتالیا رفت.
سپس مدرسه باوهاوس در ویمار از او خواست تا به عنوان مدرس به آنجا برود. در 1930 ریاست دوره نقاشی آکادمی هنرهای زیبایی دوسلدرف را به عهده گرفت و به مدت سه سال در این آکادمی تدریس کرد.
حضور پل کله در عرصه هنر نقاشی ، به عنوان حادثه ای بزرگ تلقی میشود. دیدگاه وسیع او در مکتب خاصی نمیگنجد و ابعاد مختلفی از مکاتب گوناگون را مینمایاند.
![[تصویر: 220px-Paul_klee_dream-city.jpg]](https://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/3/34/Paul_klee_dream-city.jpg/220px-Paul_klee_dream-city.jpg)
فعالیتهای هنری وی را میتوان به سه دوره تقسیم کرد:
دوره اول را میتوان تحت تأثیر بروگل و بوش دانست که جامعه معاصر خود را با نگاهی طنز آلود و موشکافانه مورد حمله قرار میدادند.
دوره دوم در برگیرنده نقاشیهای آبرنگ ، پاستل و رنگ و روغن در ابعادی کوچک است. نگاه او در این آثار ، رهیابی به عمق هستی و درک جاذبههای ناپیداست. کله در این دوران بیشترین شاهکارهای خود را که مبنای اصلی آنها تنهایی و انزواست خلق میکند.
دوره سوم مربوط میشود به آثار آبستره و آثاری که ترکیببندیهای ویِِژهای دارند.
رنگ در آثار پل کله برای نشان دادن شى و هویت بخشیدن به فضا به شمار نمیرود بلکه وسیلهایست جهت نمایاندن ویژگیهای روحی هنرمند. کله مطالعاتی درباره روانشناسی رنگها داشت و آثارش بازتابی است از فعالیتهای ذهنیاش.
اساس کارهای کله در دورانی که در باوهاوس مشغول به تدریس بود نقطه ، خط ، سطح ، فضا و تدرج رنگ است. او از طرحها و رنگهای اضافی دوری میکندو به سادهترین تصاویر طبیعت نزدیک میشود و آثارش به نوعی نگارش شبیه میشوند.
در آثار اکسپرسیونیستی کله ، او با تکیه بر جنبههخای عاطفی و تحریف شکلها ، پا از حد معقول و منطقی فراتر مینهد و به مسائل اسرارآمیز و عرفانی نزدیکتر میشود تا آنجا که درکشان به سرعت میسر نمیشود.
پل کله (نقاش، طراح، معلم، و نویسندهٔ سوئیسی، ۱۸۷۹ ـ ۱۹۴۰). به سبب نواندیشی، تخیل آزاد، پرکاری و تنوع آثارش، یکی از شخصیتهای برجستهٔ هنر مدرن بهشمار میآید. مراحل تحول کارش را میتوان با اکسپرسیونیسم، دادائیسم، سوررئالیسم، و اکسپرسیونیسم انتزاعی پیوند داد؛ ولی خود او در هیچیک از جنبشهای نامبرده، عملاً، شرکت نداشت.
او و دوست ایرانی نقاشاش، سام شیخ شهرت فراوانی را همچنین به خاطر تدریس در مدرسه هنر و معماری باهاوس کسب کردند
![[تصویر: garden-15-01-88-at.jpg]](http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8801/garden-15-01-88-at.jpg)
باغهای معبد
زندگینامه پل کله:
در مونیخ آموزش دید (۱۸۹۸ ـ ۱۹۰۰) یکسالی را در ایتالیا به مطالعه گذرانید (۱۹۰۱)؛ و سپس به برن بازگشت. به مونیخ رفت (۱۹۰۶). با گروه سوارآبیفام ارتباط یافت (۱۹۱۱)؛ و در نمایشگاه برپا شده توسط این گروه آثارش را ارائه کرد (۱۹۱۲). در همین سال، دُلونه را در پاریس دید؛ تحتتأثیر او قرار گرفت، و دست به ترجمهٔ مقالهٔ او دربارهٔ نور زد. به اتفاق ماکه به تونس سفر کرد (۱۹۱۴). در دوران جنگ جهانی اول به خدمت ارتش درآمد. آثارش را در نگارخانهٔ دادا (زوریخ) به نمایش گذاشت (۱۹۱۷).
در بوهوس (۱۹۲۰ ـ ۱۹۳۱)، و سپس در هنرکدهٔ دوسلدُرف (۱۹۳۱ ـ ۱۹۳۳) به تدریس پرداخت. با کاندینسکی، یاوْلِنسکی و فاینینگر، گروه چهار آبیفام را تشکیل داد (۱۹۲۴). نازیها او را از کار بازداشتند، و آثارش را از موزهها حذف کردند. به سوئیس بازگشت (۱۹۳۴). او در کار تعلیم بسیار جدی و پرشور بود. ”دفتر طراحی آموزشی“ و نوشتههای نظریاش زمینهساز روشهای نوین آموزش هنر بودهاند.
نخستین مشقهای مدادی کله در موضوع منظره، به دههٔ ۱۸۹۰، مربوط میشوند؛ و جستوجوئی کمابیش ”امپرسیونیسمگونه“ را باز میتابند (مثلاً: در عرض اِلْفِنو ـ ۱۹۸۷). در مرحلهٔ بعد، باسمههائی در مضامین گُرتِسْک ساخت (مثلاً: قهرمان با یک بال ـ ۱۹۰۵). دقت و مهارت رسامی، و حضور عنصری بیانگری در این آثار، ریشه در سنت اروپای شمالی داشتند. بعداً، منظرهها و تکچهرههائی با مرکب کشید (مثلاً: مرد جوان در حال استراحت ـ ۱۹۱۱). تماس او با کاندینسکی، مارک، ماکه، و سپس دلونه، و دیدارش از تونس، به رهائی از قید انضباط تکرنگی انجامید. نقاشیهای آبرنگاش با رنگهای درخشان، حاکی از ورود آگاهانهٔ او به قلمرو رنگ ناب بود (۱۹۱۴ ـ ۱۹۱۶).
این سرآغازی بود برای آفریدن یک سلسله شعرهای تصویری نمونه، که ـ برخلاف آثار پیشگامان نقاشی انتزاعی ـ پیوندی را با واقعیت جهان برونی حفظ میکردند. در پردههائی چون ماجرای یک بانوان جوان (۱۹۲۲)، بهشیوهٔ خاص خود در کاربست رنگهای لطیف و خطهای سیال دست یافت. او رنگ را نیروی عاطفی، و خط را تعیینکنندهٔ عمل نقاشی میدانست؛ و در آثارش از وسایل هنری مختلف و قالب مختلط بهره میگرفت.
کله، هیچگاه، به بازآفرینی جهان برونی نمیپرداخت؛ ولی بر طبیعت، همچون سرمشقی برای سازماندهی عناصر صوری هنر، تکیه میکرد. او به منظور ارائه تصویرهای ذهنی، خویشتن را یکسره به قدرت القائی عناصر تصویری میسپرد. همچون کودکان، تصویر را بدون هیچ مقصود معین آغاز میکرد.
در جریان عمل نقاشی، خاطره یا تداعی یا چیز بازشناختی رخ مینمودند. به سخن دیگر، هویت کنش تصویری با تجربهای عینی یا انگاری ذهنی معین میشد. تصویر پدید شده، گاه ممکن بود با عنوانی استعاری معنای مضاعف شاعرانه یا فلسفی نیز بهخود گیرد (مثلاً سوءتفاهم بر زمینهٔ سبز ـ ۱۹۳۰؛ مرگ و آتش ـ حدود ۱۹۴۰).
او میکوشید حالتهای متغیر روانی را که از کل تجربهٔ ”خود“ با جهان ناشی میشود، از طریق تصویرهایش انتقال دهد.
اصول هنر و آموزش کله، بهروشنی، در قیاس استعاری او از هنرمند و تنهٔ درخت بیان شدهاند؛ الگوی رشد، همانا الگوی طبیعت (یعنی سرچشمهٔ صور و انگارهای هنرمند) است. این طرح کلی در رشد شاخهها و غنچهها انعکاس مییابد؛ ولی در شکوفائی نهائی (که اثر هنری است)، صورت طبیعت بهواسطهٔ غنای استعدادهای ذهنی هنرمند تغییر میکند. بدیههسازی، در این میان، اهمیتی بسیار دارد: اثر هنری، به روال کار کودکان، در روندی خود بهخودی شکل میگیرد؛ یعنی هنرمند فقط ناهشیارانه هادی آن است.
![[تصویر: Klee%20Visual%20Music%201922.jpg]](http://www.prdhotelart.com/images/Klee%20Visual%20Music%201922.jpg)
![[تصویر: paulklee.jpg]](http://www.paulfriedlander.com/gallery/paulklee.jpg)
![[تصویر: Paul%20Klee%201914.jpg]](http://www.nonprints.com/UploadPic/Paul%20Klee/big/Paul%20Klee%201914.jpg)
![[تصویر: Paul-Klee-Zitronen-102657.jpg]](http://images.worldgallery.co.uk/i/prints/rw/lg/1/0/Paul-Klee-Zitronen-102657.jpg)
![[تصویر: klee_engel_higher-res.jpg]](http://epc.buffalo.edu/authors/bernstein/shadowtime/images/klee_engel_higher-res.jpg)
▪ از جمله دیگر آثارش: کُمدین (۱۹۰۴)؛ اهریمن بر فراز کشتیها (۱۹۱۶)؛ منظره و پرندگان (۱۹۱۹)؛ ماشین چهچههزن (۱۹۲۲)؛ ماهی زرین (۱۹۲۵)؛ کشتی بخاری و قایقهای بادبانی در غروب (۱۹۳۱)؛ باغبان زیبا (۱۹۳۹) است. از این هنرمند اثر Komiker در این نمایشگاه به تماشا گذاشته شده است.
پل کله در یکی از فقير شهر برن سویس، در خانوادهای موسیقیدان به دنیا آمد. پدر و مادرش هر دو موسیقیدان بودند، ولی او نقاشی را اختیار کرد و در سالهای ۱۸۹۸-۱۹۰۱ در آکادمی مونیخ نقاشی آموخت.در 1901به همراه دوست مجسمه سازش هرمان هالر راهی ایتالیا شد.در آنجا از آبزیگاهی که دورن زیست شناس ساخته بود دیدن کرد که زمینه بررسیهای او پیرامون زندگی موجودات زیر دریاهادردریای مدیترانه شد.او در رشته ادبیات تحصیل کرد و سپس برای تحصیل در رشته نقاشی به آلمان رفت او در باواریا و نزد کنیر با اصول طراحی و نقاشی آشنا شد و بعد در آکادمی هنرهای زیبا تحت نظارت و آموزش فرانتز فون اشتوک قرار گرفت.
پل کله پس از سه سال آموزش برای اقامت به ایتالیا رفت.
سپس مدرسه باوهاوس در ویمار از او خواست تا به عنوان مدرس به آنجا برود. در 1930 ریاست دوره نقاشی آکادمی هنرهای زیبایی دوسلدرف را به عهده گرفت و به مدت سه سال در این آکادمی تدریس کرد.
حضور پل کله در عرصه هنر نقاشی ، به عنوان حادثه ای بزرگ تلقی میشود. دیدگاه وسیع او در مکتب خاصی نمیگنجد و ابعاد مختلفی از مکاتب گوناگون را مینمایاند.
فعالیتهای هنری وی را میتوان به سه دوره تقسیم کرد:
دوره اول را میتوان تحت تأثیر بروگل و بوش دانست که جامعه معاصر خود را با نگاهی طنز آلود و موشکافانه مورد حمله قرار میدادند.
دوره دوم در برگیرنده نقاشیهای آبرنگ ، پاستل و رنگ و روغن در ابعادی کوچک است. نگاه او در این آثار ، رهیابی به عمق هستی و درک جاذبههای ناپیداست. کله در این دوران بیشترین شاهکارهای خود را که مبنای اصلی آنها تنهایی و انزواست خلق میکند.
دوره سوم مربوط میشود به آثار آبستره و آثاری که ترکیببندیهای ویِِژهای دارند.
رنگ در آثار پل کله برای نشان دادن شى و هویت بخشیدن به فضا به شمار نمیرود بلکه وسیلهایست جهت نمایاندن ویژگیهای روحی هنرمند. کله مطالعاتی درباره روانشناسی رنگها داشت و آثارش بازتابی است از فعالیتهای ذهنیاش.
اساس کارهای کله در دورانی که در باوهاوس مشغول به تدریس بود نقطه ، خط ، سطح ، فضا و تدرج رنگ است. او از طرحها و رنگهای اضافی دوری میکندو به سادهترین تصاویر طبیعت نزدیک میشود و آثارش به نوعی نگارش شبیه میشوند.
در آثار اکسپرسیونیستی کله ، او با تکیه بر جنبههخای عاطفی و تحریف شکلها ، پا از حد معقول و منطقی فراتر مینهد و به مسائل اسرارآمیز و عرفانی نزدیکتر میشود تا آنجا که درکشان به سرعت میسر نمیشود.
پل کله (نقاش، طراح، معلم، و نویسندهٔ سوئیسی، ۱۸۷۹ ـ ۱۹۴۰). به سبب نواندیشی، تخیل آزاد، پرکاری و تنوع آثارش، یکی از شخصیتهای برجستهٔ هنر مدرن بهشمار میآید. مراحل تحول کارش را میتوان با اکسپرسیونیسم، دادائیسم، سوررئالیسم، و اکسپرسیونیسم انتزاعی پیوند داد؛ ولی خود او در هیچیک از جنبشهای نامبرده، عملاً، شرکت نداشت.
او و دوست ایرانی نقاشاش، سام شیخ شهرت فراوانی را همچنین به خاطر تدریس در مدرسه هنر و معماری باهاوس کسب کردند
![[تصویر: garden-15-01-88-at.jpg]](http://www.hamshahrionline.ir/images/upload/news/pose/8801/garden-15-01-88-at.jpg)
باغهای معبد
زندگینامه پل کله:
در مونیخ آموزش دید (۱۸۹۸ ـ ۱۹۰۰) یکسالی را در ایتالیا به مطالعه گذرانید (۱۹۰۱)؛ و سپس به برن بازگشت. به مونیخ رفت (۱۹۰۶). با گروه سوارآبیفام ارتباط یافت (۱۹۱۱)؛ و در نمایشگاه برپا شده توسط این گروه آثارش را ارائه کرد (۱۹۱۲). در همین سال، دُلونه را در پاریس دید؛ تحتتأثیر او قرار گرفت، و دست به ترجمهٔ مقالهٔ او دربارهٔ نور زد. به اتفاق ماکه به تونس سفر کرد (۱۹۱۴). در دوران جنگ جهانی اول به خدمت ارتش درآمد. آثارش را در نگارخانهٔ دادا (زوریخ) به نمایش گذاشت (۱۹۱۷).
در بوهوس (۱۹۲۰ ـ ۱۹۳۱)، و سپس در هنرکدهٔ دوسلدُرف (۱۹۳۱ ـ ۱۹۳۳) به تدریس پرداخت. با کاندینسکی، یاوْلِنسکی و فاینینگر، گروه چهار آبیفام را تشکیل داد (۱۹۲۴). نازیها او را از کار بازداشتند، و آثارش را از موزهها حذف کردند. به سوئیس بازگشت (۱۹۳۴). او در کار تعلیم بسیار جدی و پرشور بود. ”دفتر طراحی آموزشی“ و نوشتههای نظریاش زمینهساز روشهای نوین آموزش هنر بودهاند.
نخستین مشقهای مدادی کله در موضوع منظره، به دههٔ ۱۸۹۰، مربوط میشوند؛ و جستوجوئی کمابیش ”امپرسیونیسمگونه“ را باز میتابند (مثلاً: در عرض اِلْفِنو ـ ۱۹۸۷). در مرحلهٔ بعد، باسمههائی در مضامین گُرتِسْک ساخت (مثلاً: قهرمان با یک بال ـ ۱۹۰۵). دقت و مهارت رسامی، و حضور عنصری بیانگری در این آثار، ریشه در سنت اروپای شمالی داشتند. بعداً، منظرهها و تکچهرههائی با مرکب کشید (مثلاً: مرد جوان در حال استراحت ـ ۱۹۱۱). تماس او با کاندینسکی، مارک، ماکه، و سپس دلونه، و دیدارش از تونس، به رهائی از قید انضباط تکرنگی انجامید. نقاشیهای آبرنگاش با رنگهای درخشان، حاکی از ورود آگاهانهٔ او به قلمرو رنگ ناب بود (۱۹۱۴ ـ ۱۹۱۶).
این سرآغازی بود برای آفریدن یک سلسله شعرهای تصویری نمونه، که ـ برخلاف آثار پیشگامان نقاشی انتزاعی ـ پیوندی را با واقعیت جهان برونی حفظ میکردند. در پردههائی چون ماجرای یک بانوان جوان (۱۹۲۲)، بهشیوهٔ خاص خود در کاربست رنگهای لطیف و خطهای سیال دست یافت. او رنگ را نیروی عاطفی، و خط را تعیینکنندهٔ عمل نقاشی میدانست؛ و در آثارش از وسایل هنری مختلف و قالب مختلط بهره میگرفت.
کله، هیچگاه، به بازآفرینی جهان برونی نمیپرداخت؛ ولی بر طبیعت، همچون سرمشقی برای سازماندهی عناصر صوری هنر، تکیه میکرد. او به منظور ارائه تصویرهای ذهنی، خویشتن را یکسره به قدرت القائی عناصر تصویری میسپرد. همچون کودکان، تصویر را بدون هیچ مقصود معین آغاز میکرد.
در جریان عمل نقاشی، خاطره یا تداعی یا چیز بازشناختی رخ مینمودند. به سخن دیگر، هویت کنش تصویری با تجربهای عینی یا انگاری ذهنی معین میشد. تصویر پدید شده، گاه ممکن بود با عنوانی استعاری معنای مضاعف شاعرانه یا فلسفی نیز بهخود گیرد (مثلاً سوءتفاهم بر زمینهٔ سبز ـ ۱۹۳۰؛ مرگ و آتش ـ حدود ۱۹۴۰).
او میکوشید حالتهای متغیر روانی را که از کل تجربهٔ ”خود“ با جهان ناشی میشود، از طریق تصویرهایش انتقال دهد.
اصول هنر و آموزش کله، بهروشنی، در قیاس استعاری او از هنرمند و تنهٔ درخت بیان شدهاند؛ الگوی رشد، همانا الگوی طبیعت (یعنی سرچشمهٔ صور و انگارهای هنرمند) است. این طرح کلی در رشد شاخهها و غنچهها انعکاس مییابد؛ ولی در شکوفائی نهائی (که اثر هنری است)، صورت طبیعت بهواسطهٔ غنای استعدادهای ذهنی هنرمند تغییر میکند. بدیههسازی، در این میان، اهمیتی بسیار دارد: اثر هنری، به روال کار کودکان، در روندی خود بهخودی شکل میگیرد؛ یعنی هنرمند فقط ناهشیارانه هادی آن است.
![[تصویر: Klee%20Visual%20Music%201922.jpg]](http://www.prdhotelart.com/images/Klee%20Visual%20Music%201922.jpg)
تصویر
به اندازه 22% (400x300) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی
(512x384) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر
کلیک کنید.
![[تصویر: paulklee.jpg]](http://www.paulfriedlander.com/gallery/paulklee.jpg)
تصویر
به اندازه 45% (400x481) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی
(716x860) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر
کلیک کنید.
![[تصویر: Paul%20Klee%201914.jpg]](http://www.nonprints.com/UploadPic/Paul%20Klee/big/Paul%20Klee%201914.jpg)
![[تصویر: Paul-Klee-Zitronen-102657.jpg]](http://images.worldgallery.co.uk/i/prints/rw/lg/1/0/Paul-Klee-Zitronen-102657.jpg)
تصویر
به اندازه 32% (400x512) کوچک شده است. برای دیدن تصویر در اندازه واقعی
(581x743) روی این نوار کلیک کنید. برای باز شدن در پنجره جدید روی تصویر
کلیک کنید.
![[تصویر: klee_engel_higher-res.jpg]](http://epc.buffalo.edu/authors/bernstein/shadowtime/images/klee_engel_higher-res.jpg)
▪ از جمله دیگر آثارش: کُمدین (۱۹۰۴)؛ اهریمن بر فراز کشتیها (۱۹۱۶)؛ منظره و پرندگان (۱۹۱۹)؛ ماشین چهچههزن (۱۹۲۲)؛ ماهی زرین (۱۹۲۵)؛ کشتی بخاری و قایقهای بادبانی در غروب (۱۹۳۱)؛ باغبان زیبا (۱۹۳۹) است. از این هنرمند اثر Komiker در این نمایشگاه به تماشا گذاشته شده است.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 21:17 توسط گلچین جاویددوست
|
اسمم گلچین جاویددوست هستش-اهل ارومیه.