رنگ شناسی رنگ زرد
شکل نمادین ان مثلث است
پرتو افکنی زیادی دارد
رنگی دو شخصیتی است و در قرون وسطی نماد خیانت و دورویی بود
زرد خالص:هوش ذکاوت و استعداد
ترکیب ان با رنگهای دیگر:نفاق دورویی و بی اعتمادی
لباس خاقانهای چینی بود
رنگ ردای مولای متقیان
مزه اش ترش است و هرچه سفیدی اش بیشتر باشد ترشی اش بشتر است
رنگ صدای قناری و بلبل-بی خوابی -صدای زیر ویولن-ازاردهندگی است
این رنگ مضر برای افراد فعال و خسته است
مفید یربای فعالیتهای عصبی است
سبک
خردمندی
اگاهی
قدرت تشخیص
افزایش قدرت دید
افزایش عمق میدان تصویر
برتری ذهن
تند و تیز
ضد سنتی
متمایل به نارنجی:نافذ-نشانه ی بدی-کینه-ناراحتی-منفی
متمایل به سبز:خوب-محبت-دوستی-مثبت
حرکت چشم
سرعت
افزایش نیروی خلاق ذهن
اشکار سازی خبری
چشم انسان گرایش به چپ دارد
رنگ زرد نیز به چپ گرایش دارد
به همین علت اگر دفترچه های راهنما و صفحاتش زرد باشد
شماره و متن مورد نظر را زودتر پیدا میکنید
روانشناسی رنگ زرد
•رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.
•رنگ زرد به دلیل مقدار زیاد نوری که منعکس میکند، بیشتر از بقیه رنگها
چشم را خسته میکند. استفاده از رنگ زرد برای پس زمینه کاغذ یا نمایشگر
کامپیوتر میتواند باعث چشم درد یا در حالتهای خاص از دست دادن بینایی
گردد.
•رنگ زرد میتواند احساس رنجیدگی و خشم را به وجود آورد. با وجودی که رنگ
زرد به عنوان یک رنگ شاد شناخته میشود اما بیشتر مردم در اتاقهای زرد
رنگ، هیجانشان را از دست میدهند و بچه ها نیز در اتاقهای زرد رنگ بیشتر
گریه میکنند.
•رنگ زرد باعث افزایش سوخت و ساز بدن انسان میگردد.
•چون رنگ زرد، از بقیه رنگها زودتر دیده میشود، بیشتر از بقیه برای جلب توجه مورد استفاده قرار میگیرد.
این رنگ که روشنترین رنگ این آزمایش است اثر آن به صورت شادمانی ظاهر میشود. این رنگ سبکتر و از غلظت کمتری نسبت به رنگ قرمز برخوردار است. از صفات اصلی این رنگ روشنی، بازتاب، کیفیت، درخشانی و شادمانی زودگذر آن است. نشانهی توسعه طلبی بلامانع و تسکین خاطر است. از نظر نمادی شبیه گرمای نور آفتاب، روحیهیشاد و خوشبختی است.
زرد رنگ اخطار، توجه و نیز شادمانی است. رنگ آفتاب و گل نرگس است. اما درخشندگی بیش از حد آن موجب خستگی میشود. اگر دیوار آپارتمانی را با زرد پررنگ بپوشانید، فضایی بسیار سنگین به وجود میآید. اما اگر آنرا تا ۵۰ درصد روشن کنید، لیمویی جذابی به دست میآورید که روحبخش و صبحگونه است.
دایره رنگ
زرد سمبل عقل و خرد است. لیمویی کمرنگ نمایانگر قدرت عقلانی زیاد. زرد تیرهی چرک نشانهی حسادت و سوءظن و زرد بیروح و مات بیانگر خوشبینی کاذب است. زرد رنگ جدایی و سردی است و در صورت کاربرد زیاد آن ممکن است بر فرد احساس انزوا نسبت به مردم و محیط پدید آید.
از آنجا که رنگ یکی از دو پایهی اصلی رنگ نارنجی رنگ زرد میباشد از اینرو در اینجا به چند ویژگی رنگ نارنجی نیز اشاره میکنیم هر چند این رنگ برخی ویژگیهای رنگ قرمز را نیز در درون خود با تفاوتهایی به همراه دارد.
نارنجی سمبل انرژی است و نارنجی روشن نشانهی سلامت و سرزندگی، نارنجی پررنگ نشانهی غرور و نارنجی مات و تیره نشانهی کمهوشی است. نارنجی با انرژی زنانه این انرژی آفریننده عجین است. انرژی نارنجی از انرژی پویا و مردانهی قرمز ملایمتر بوده و در عین حال با آن مکمل است. نارنجی رنگ نشاط و پایکوبی است و از اینرو رنگی مناسب برای رفع خستگی و بیرمقی است. رنگ نارنجی برای درمان برونشیت مزمن مفید است و دارای اثرات ضد اسپاسم نیز هست، از این رو برای رفع اسپاسم و گرفتگی عضلانی از آن استفاده میشود.
رنگ زرد ترش است و نمودار ترشیهای متفاوت. هنرمندانی که زیاد با زرد کار میکنند اغلب «دهانشان آب میافتد» مثل اینکه غوره یا لیمو مکیده باشند و یا اگر از طبیعتی سرد بخوردار باشند دستهای آنان به زرد کردن میآغازد.
برخی از ویژگیهای عمدهی شخصی که رنگ زرد را در اولویت رنگهای انتخابی خود قرار میدهد:
نشانهی رهایی و امید یا انتظار خوشبختی بزرگتری را داشتن است و معنای ضمنی آن برخی تضادهای کوچک و بزرگ است. زرد نشانگر امید به حل مشکلات، پیشرفت به سوی چیزهای تازه، نوین و تحول و ترقی است.
رنگ زرد به عنوان اولين رنگ مطرح شده در قرآن مى باشد و جالب اين است كه در علم نيز خواص منحصر به فردى از جمله بيشترين درخشندگى براى آن ذكر شده است. اين رنگ با واژه هاى صفر، صفراء و مصفّرا، 5 بار در آيات قرآن كريم معرفى شده است. اين آيات عبارتند از:
سوره بقره آيه 69، سوره روم آيه 51، سوره زمر آيه 21، سوره حديد آيه 20 و سوره مرسلات آيه 33
شرح رنگ زرد در آيات
درباره معناى صفر گفته مى شود كه رنگى است بين سياهى و سفيدى كه البته به سياه نزديكتر است به همين دليل بعضى آن را به سياه تعبير كرده اند.3 از جمله در روايتى از الدر المنثور، اين معنى بيان شده است؛ گرچه جايى ديگر مى گويد ابن عباس معناى چنين زردى را،زرد تندى مى داند كه به سفيدى متمايل شده باشد.4
چنانكه قبلاً بيان شده تيرگى با رنگ زرد خالص سنخيتى ندارد بنابراين تعريف بيان شده در نگاه نخست اندكى عجيب به نظر مى رسد. به هر حال دقت در نكات مختلف تفسيرى در آيات مربوطه بسيارى از سئوالات را پاسخ مى دهد:
1 - سوره بقره آيه 69
«قالوا ادع لنا ربّك يبيّن لنا ما لونها قال إنّه يقول إنّها بقرةٌ صفراء فاقعٌ لونها تسرّ النّاظرين».
«گفتند: از پروردگار خود بخواه كه براى ما روشن سازد رنگ آن چگونه باشد؟ گفت: (خداوند) مى گويد: گاوى باشد زرد يكدست، كه بينندگان را شاد و مسرور سازد.»
در شأن نزول اين آيه شريفه گفته اند كه در ميان قبائل بنى اسرائيل، درگيرى و جنگى صورت مى پذيرد. مردم براى رفع مخاصمه نزد حضرت موسىعليه السلام رفتند زيرا خودشان از حل مشكل عاجز بوند. حضرت موسىعليه السلام از طريق معجزه اى اين مشكل را حل مى كند.5
در روايات ديگر ماجرا به اين صورت بيان شده است كه مردى از بنى اسرائيل فردى را مى كشد آنگاه خودش نيز به خونخواهى برمى خيزد. مردم از قاتل واقعى خبر ندارند و نمى توانند او را پيدا كنند بنابراين سراغ حضرت موسىعليه السلام مى روند تا از قاتل خبر دهد. حضرت موسى عليه السلام از آنها مىخواهد كه گاوى را ذبح كنند تا به وسيله آن قاتل پيدا شود. آنها ابتدا به او اعتراض مىكنند و سپس در باره مشخصات گاو سئوالاتى مى پرسند؛ سختگيرى آنان در باره نوع گاو باعث مى شود كه ديرتر به نتيجه برسند. از جمله سئوالات مردم در باره رنگ گاو است. حضرت مى فرمايد: رنگ گاو بايد زرد باشد و آن هم نه هر زردى بلكه زرد سير، باز نه هر زرد سيرى بلكه اين زرد سير بايد باعث سرور بيننده شود؛ با ادامه ايرادهاى بنى اسرائيل، محدوده انتخاب تنگ تر مى شود تا اينكه بالاخره گاو مورد نظر را پيدا مى كنند و نزد حضرت موسىعليه السلام مى آورند. سپس به دستور ايشان گاو را ذبح كرده، دم آن را به جسد مى زنند. با اين كار، مرده، زنده شده، از قاتل خبر مى دهد...»6
در روايت بالا «فاقع» به معناى سير ترجمه شد. ممكن است بعضى تصور كنند كه سير بودن رنگ همراه با تيرگى است ولى از ادامه آيه نيز مى توان استنباط كرد كه زرد مورد نظر، زردى درخشنده و شادى آور است چون رنگهاى تيره عموماً شادىآور نيستند. در لسان العرب براى «فاقع»، معناى خاص و شديد بيان مى شود؛7 و چنانكه در ترجمه آيه ملاحظه شد ممكن است صفت «يكدست» نيز براى صفراء به كار رود.
در تفاسير موجود، ذيل اين آيه، توضيح زيادى در باره رنگ زرد بيان نمى شود. گويى بحث رنگ كاملاً فرعى است و جايى براى بحث ندارد. تنها يك روايت مشهور كه با اندك اختلافى، در كتابهاى مختلف تفسيرى تكرار مى شود، اين است كه هر كس كفش يا نعلين زرد رنگ بپوشد غمگين نخواهد شد، يعنى زردى مايه خوشحالى و سرور دانسته شده است. مفسّران، رواياتى با اين مضمون را در تأييد آن بخش از آيه شريفه محسوب مى كنند كه فرمود: تسرّ الناظرين؛ از جمله در نورالثقلين آمده است:
«.. عن ابى جعفر عليه السلام قال من لبس نعلا صفراء لم يزل فى سرور مادامت عليه لان اللَّه عزوجل يقول صفراء فاقع لونها تسر الناظرين»8 شبيه اين روايت در البرهان نيز بيان شده است.9
در اينجا يك سئوال مطرح است: وقتى روايتى مربوط به پوشيدن كفش به رنگ زرد، مى تواند از نظر بيان يك مسئله روانشناسى در شرح و توضيح آيه شريفه مؤثر باشد، آيا نمى توان ادعا نمود كه ساير مسايل بيان شده پيرامون رنگها در حيطه علم نيز در مقوله تفسير جاى تأمل و تفكّر دارد؟!
كشف الاسرار، ذيل اين آيه شريفه با نثرى خاص در باره مفاهيم رنگ زرد، درخشندگى و ايجاد سرور آن مطالبى بيان مى كند كه بخشى از آن را عيناً مى آوريم:
«اين قصه گاو بنى اسرائيل، و ذكر صفات وى در آيات از لطائف حكمت و جواهر عزت قرآن است و قرآن خود بحر محيط است. اى بسا لؤلؤ شاهوار و در شب افروز كه در قعر اين بحر است اما كسى بايد كه هر چه ربّالعزّه در صفت گاو بنىاسرائيل گفت از روى اشارت در صفات خود بيند و به آن مقام رسد تا غواصى اين بحر را بشايد و آن عجائب الذخائر و دررالغيب امر را به خود راه دهد و جمله آن صفات در اين سه آيت مبين كرد: يكى «لافارض و لا بكر» ديگر «صفراء فاقع لونها« سه ديگر «لاذلول تثير الأرض...» صفت ديگر خوان «صفراء فاقع لونها تسر الناظرين».
آن جوانمردان كه در كمال بشريت قدم در ميدان طريقت نهادند و بدان مستقيم شدند احديت ايشان را به رنگ دوستى برآورد و رنگ دوستى، رنگ بيرنگى است. هر چه رنگ رنگ آميزانست از ايشان پاك فرو شويد - و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ - تا همه روح، پاك شود، نهاد ايشان و معانى همه يك صفت گيرد. هر چشمى كه دريشان نگرد روشن شود، هر دلى كه در كار ايشان تأمل كند آشنا گردد.
سفيان ثورى بيمار شد و دليل وى پيش طبيب ترسا بردند. طبيب در آن مى نگريست و تأمل مى كرد، پس گفت عجب حالى مىبينم؛ اين مردى است كه از ترس خداى عزوجل، جگر وى خون شدست و از مجراى آب بيرون آمده است. اين دين كه وى برآنست جز حق نيست. اشهد ان لااله الااللَّه و اشهد ان محمداً رسول اللَّه طبيب ترسا چون در دليل وى نگريست آشنا گشت پس كسى كه در روى دوستان حق نگرد از اعتقاد پاك و در سيرت ايشان تأمل كند از مهر دل خود چون شود؟ اينست كه مى گويد: «فاقع لونها تسر الناظرين» رنگى كه نگرندگان را شاد كند رنگ آشنايى و دوستى است. امروز ايشان را به رنگ آشنايى و دوستى برآرد و چه رنگ است از اين نكوتر؟ يقول تعالى «و من احسن من اللَّه صبغة» و فردا ايشان را بنور خود رنگين كند كما قال النبىصلى الله عليه وآله وسلم فيصبغون بنور الرحمن عزّوجلّ»10
2 - سوره روم آيه 51
«و لئن ارسلنا ريحاً فرأوه مُصفرّا لظلّوا من بعده يكفرون».
«و اگر ما بادى بفرستيم (داغ و سوزان) بر اثر آن زراعت و باغ خود را زرد و پژمرده ببينند (مأيوس شده و) پس از آن راه كفران پيش مىگيرند.»
در اين آيه چند احتمال در باره مصفراً وجود دارد:
1 - گياهان و درختانى كه بر اثر وزش بادهاى مضر، زرد و پژمرده مى شوند.
2 - ابرهاى زرد رنگ نازكى كه حامل باران نيستند.
3 - بادهاى زرد و تيره اى كه گرد و غبار با خود حمل مى كنند و آتش زا هستند.
4 - بادهاى خالى از باران.
همانگونه كه ديده مى شود يكى از معانى مصفر، خالى است چنانكه طبق گفته راغب، صفر به معنى ظرف خالى از محتوا، شكم خالى از غذا يا رگهاى خالى از خون نيز مى باشد. هر كدام از اين تفاسير بسته به اين است كه ضمير «رأوه» به چه كلمه اى برمىگردد. تفسير نمونه مورد اول را مشهورتر مى داند.11
3 - سوره زمر آيه 21
«الم تر أنّ اللَّه أنزل من السّماء ماءً فسلكه ينابيع فى الارض ثم يخرج به زرعاً مختلفاً ألوانه ثمّ يهيّج فتراه مصفراً ثم يجعله حطاماً إنّ فى ذلك لذكرى لاولى الالباب.»
«آيا نديدى خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد و آن را به صورت چشمه هايى در زمين وارد نمود، سپس با آن زراعتى را خارج مى سازد كه رنگهاى مختلف دارد بعد آن گياه، خشك مى شود به گونه اى كه آن را زرد و بى روح مى بينى سپس آن را در هم مى شكند و خرد مى كند؟! در اين مثال تذكرى است براى خردمندان (از ناپايدارى دنيا).»
در اين آيه شريفه هم «الوان» آمده است كه از گوناگونى و رنگانگى گياهان حكايت دارد و هم «مصفراً» كه نشان از زردى و خشكى گياه دارد. در كنار اين كلمه فعل يهيج نيز وجود دارد كه مى تواند مستقيماً با «مصفراً» مرتبط باشد. در پاورقى يكى از صفحات تفسير نمونه مطلبى بسيار ظريف و قابل تأمل در اين خصوص بيان شده است:
«يهيج از ماده هيجان در لغت به دو معنى آمده است. نخست خشك شدن و زرد شدن گياه و ديگر به معنى به حركت درآمدن و جوش و خروش برداشتن؛ ممكن است اين دو معنا به يك ريشه بازگردد. زيرا به هنگامى كه گياه خشك مى شود آماده جدايى و پراكندگى و هيجان مىگردد.»12
وقتى در بخش شرح علمى زرد نكاتى خاص بيان گردد احتمالاً ذهن، متوجه ارتباطى عجيب بين يهيج و مصفراً و در حقيقت بين هيجان و زردى خواهد شد.
5 - سوره مرسلات آيه 33
«كانّه جِمالَتٌ صُفر»
«گويى (در سرعت و كثرت) همچون شتران زرد رنگى هستند (كه به هر سو پراكنده مى شوند).»
اين آيه در ادامه آيات قبل همين سوره از توصيفات شراره هاى آتش دوزخ است. در باره اين تشبيه گفته هاى مختلفى وجود دارد. مجمع البيان از قول حسن و قتاده مى گويد:
«سياهتر از شتر نمىبينى مگر آنكه مايل به زردى باشد و براى همين، عرب، شترهاى سياه را صفراء ناميده» و بالاخره از قول جبايى بيان مىدارد: «آن از زرديست براى آنكه آتش زرد رنگ است.»13
در البرهان نيز گفته شده است كه معناى «صفر» در اين آيه، سياهى است. «قوله كأنه جمالت صفر أى سود»14 پيرامون اين آيه شريفه آنچه در عموم اقوال مفسّران، مشترك است و يا دستكم مورد انكار قرار نگرفته، شتاب، سرعت بسيار و جهندگى شعلههاى آتش است15 كه اين خصوصيات با رنگ زرد، همخوانى دارد.
شهيد پاك نژاد در كتاب خود وجه شبه ديگرى را براى آتش و شتر ذكر مى كند و آن گرماى آتش و پوست شتر مى باشد؛ چنانكه در آيه پنجم سوره مباركه انعام نيز چنين خاصيتى براى حيوانات ذكر شده است. «والأنعام خلقها لكم فيها دفء و منافع و منها تأكلون» (نحل /5) او انتخاب رنگ زرد را براى بيان ويژگى موى شتر از معجزات قرآنى مى داند زيرا رنگ زرد جزو رنگهاى گرم است.16 در بخش تقسيمات رنگها به اين نكته اشاره شد.
وجه شبه ديگرى كه براى آتش و شتر ذكر كرده اند؛ انتقامجويى آتش دوزخ و از طرفى كينه جو بودن شتر است كه شايد اينچنين نيز بين شتر زرد رنگ و آتش زرد پيوندى حاصل شود.17 رنگ زرد در روايات اسلامى از راههاى گوناگون بيان شده است كه هر كدام، در جاى خود داراى اهميت است از جمله اينكه:
- زرد، رنگ نورى از نورهاى بهشت است؛ همچنين رنگ برگها و ميوه هاى درخت طوبى و نيز كاخ ابراهيمعليه السلام و آل او مى باشد. در جايى ديگر آمده است كه خداوند به حضرت موسىعليه السلام فرمود كه بيت المقدس را با حرير سپيد و زرد بيارايد؛ و باز در حديثى ديگر مى خوانيم كه حضرت علىعليه السلام رنگ آسمان پنجم را طلايى معرفى مى كند.18
- در روايتى ديگر نقل شده است كه امام باقرعليه السلام كيسه اى زرد رنگ از جنس ديبا داشتند كه در آن تربت امام حسينعليه السلام قرار داشت.19 و باز امام باقرعليه السلام مى فرمايند: «ما در خانه لباس زرد مى پوشيم.»20 از طرفى پيچيدن نوزاد در پارچه زرد رنگ نهى شده است.21
زرد از نظر علم
در بين طول موجهاى مرئى، 550 تا 580 نانومتر، متعلق به رنگ زرد است.22 چنانكه قبلاً بيان شد، زرد روشنترين رنگ است كه به صورت شادمانى ظاهر مى شود. از خواص روانشناسانه اين رنگ كه بر روى جسم نيز تأثير مى گذار موارد متعددى هست كه در لابلاى مطالب زير به آنها اشاره مى شود:
- چون طلا، رنگى زرد دارد گاهى خاصيتهاى طلا نيز به زرد نسبت داده مى شود، چنانكه آب طلا بر روى اجسام، توجه بيننده را به خود جلب مى نمايد. بنابراين مى توان زرد را رنگى جذاب و قابل توجه دانست. رنگ گنبد امامان معصومعليهم السلام يا به كاربردن تعبيرى مانند دوران طلايى از همين مسئله ناشى مى شود.23
- درخشانى فراوان، بازتاب زياد، تسكين خاطر، ايجاد اميد، ايجاد زنده دلى، تأثير فراوان ولى زودگذر از مشخصات رنگ زرد است.
- هر جا ميل به رنگ زرد باشد، نشان تلاش براى يافتن راه خروج و فرار از دشوارىها وجود دارد.
- زرد، رنگى گرم، ايده آل، محرك فكر، آرام كننده حالات عصبى مى باشد.
- اين رنگ با اندام حسى سيستمهاى عصبى سمپاتيك و پاراسمپاتيك ارتباط دارد.
- رنگ زرد با شكل هندسى مثلث كه اضلاع آن در تقابل و ستيز با يكديگرند داراى تناسب مى باشد.
- زرد، گريزاننده پشه و بسيارى از حشرات است.
- زرد، به دليل ارتباط خود با خورشيد نمادى از معرفت و دانايى است كه باعث كشف مجهولات مى شود.
- زرد، رنگى بدون عمق و برونگرا مى باشد.
- زرد، به عنوان رنگ جدايى و فراق نيز شناخته شده است.
- رنگ زرد را با شيوع بيمارى يرقان نسبت مى دهند.
- در چين، رنگ زرد، به عنوان درخشانترين رنگها مخصوص لباس امپراطور بود و كسى حق پوشيدن آن را نداشت.
- رنگ زرد، از نظر ارتباط با عواطف، با تعجب، متناسب است.
- رنگ زرد، با جنب و جوش و حركت متناسب است.
- زرد، افزايش دهنده فشار خون، تنفس و ضربان است.
- اثر مهم زرد، پاك ساختن خون از ناخالصى هاست.
- رنگ زرد، نشان روشنى و نور است.
- زرد، بر روى قرمز بنفش، به شدت خودنمايى مى كند.24
پس از بيان اين خواص علمى سئوالات ديگرى مطرح مى شود كه پاسخ آنها به عهده مفسّران است:
1 - آيا مى توان بين خواصى چون ازدياد ضربان قلب، تنفس فشار خون و همچنين تحريك اعصاب بدن، احساس رفع مجهولات، تعجب، زودگذر بودن تأثيرات اميد بخشى، نور و روشنايى، درخشش بر روى رنگ سياه و قرمز، معرفت و دانايى و بعضى موارد ديگر با رنگ زرد گاو بنى اسرائيل و آن ماجراى مشهور ارتباطى قائل شد؟!
2 - آيا بين «فاقع» در آيه 69 سوره مباركه بقره و خاصيت زرد به عنوان روشنترين و خالصترين رنگ تناسبى وجود دارد؟!
3 - آيا بين ايجاد سرور و نشاط توسط زرد كه مورد تأييد دانشمندان غير مسلمان و محقق معاصر است با فرمايش قرآن كريم كه «تسرّ الناظرين» را بيان مى كند تناسبى وجود ندارد؟!
4 - آيا جنب و جوش درونى و ذاتى رنگ زرد با كلمه «يهيج» كه در آيه 21 سوره مباركه زمر همراه مصفراً بيان شده است ارتباطى دارد؟!
رنگ زرد نماد خورشيد است و روشن ترين گل ها را به ياد مي آورد. زرد بيان کننده حقيقت و نور است. زندگي در فضايي آراسته با رنگ زرد، انسان را بسيار فعال و پرحرارت مي کند. در رنگ درماني، بيماران درونگرا، گوشه گير و بي حال را با تاثير مداوم رنگ زرد، فعال مي کنند. افرادي که به رنگ زرد علاقه دارند، آدم هايي احساساتي، پر شور، با حرارت، جوينده، اميدوار و پرنشاط هستند. رنگ زرد هيجاني ملايم تر از قرمز القا مي کند به همين دليل رنگي فرح بخش است. زرد، رنگ بيدار ماندن، بي خوابي، هيجان، اضطراب و تلاطم فکري هم هست. زرد همچنين رنگ هوش، ذکاوت، فهم و دانايي است.وقتي رنگ زرد روي زمينه اي تاريک قرار مي گيرد حالتي بشاش و اميدوار کننده پيدا مي کند. رنگ زرد تيره نشاندهنده دروغ، خيانت، بي اعتمادي و شک است. رنگ زرد از آنجايي که جزو رنگ هاي گرم مي باشد، بسياري از خصوصيات رنگ قرمز را داراست.
رنگ زرد در تطابق با فرم مثلث و هر شکل نوک تيز و مثلثي شکل است. مزه زرد، مزه ترش و مزه مرکبات است. رنگ زرد از نظر موسيقي به نواي ترومپت يا نواهاي شبيه به آن نزديک است. زرد باعث تحريک قواي فکري مي شود به همين جهت در فضاهايي که مربوط به بحث و تبادل نظر است بيشتر از رنگ زرد استفاده مي کنند. رنگ زرد در انسان، احساس سبکي و راضي بودن بوجود مي آورد. در شمايل ها و پرده هاي نقاشي براي نشان دادن حالت روحاني مقدسان از هاله اي به رنگ زرد طلايي يا طلايي استفاده شده است. رنگ زرد، آغاز بهار است.
در میان رنگها، زرد بالاترین بازتابش را داشته و محرک فکر است. این رنگ، سمبل طبیعی آگاهی و روشنی است و روی ضمیر انسان، خلاقیت و مثبت اندیشی اواثر میگذارد بطوری که مثبت بودن را تداعی میکند؛ ولی در عین حال، معانی منفی زیادی دارد.
زرد یکی از رنگهای اصلی است که با فعالیتهای ذهنی تداعی دارد و هوش و کنجکاوی فرد را تقویت میکند. بنابراین با نماد سرعت، بویژه سرعت تفکر و تصمیمگیری در ارتباط است و تمرکز حواس را بالا میبرد.
لیمویی
لیمویی یکی از رنگهای خانوادة زرد میباشد که نشاندهندة شخصیت مثبت و زود فهمی است. در ضمن ترکیب آن با آبی آسمانی نشانگر ذهن باز، فهم زیاد و درک بسیار شفاف است.
لازم به تذکر است که رنگ زرد Contrast یا تقابل ویژهای با خاکستری که رنگ خنثی است دارد، لذا برای حذف معانی منفی آن، از رنگ خاکستری و خانواده آن استفاده میشود.
توجه: رنگ زرد در دکوراسیون داخلی، فضا را روشن و شاد میسازد ولی مشاوران و مددکاران اجتماعی که سر و کارشان با کسانی است که از لحاظ احساسی، آسیب پذیرند باید در انتخاب این رنگ با احتیاط عمل کنند؛ زیرا این رنگ هم برای احساسات خوب و هم برای احساسات بد بسیار تحریک کننده است. لازم به ذکر است که طراحان اتاقهای آموزشی هم از این امر مستثنی نبوده و باید در انتخاب رنگ فضای آموزشی توجه لازم را داشته باشند.
رنگ زرد در حالت خلوص روشن ترين و درخشان ترين رنگ هاست كه در طبيعت نيز انواع آن ديده مي شود. زرد درخشان نمادي از دانش،فهم انساني، روشنايي معنوي ونورالهي است. رنگ زرد كنار نارنجي به شدت مي درخشد و دركنار قرمز كه قرار مي گيرد به جلال و شكوهش اضافه مي شود. درخشش زرد روي آبي به اوج مي رسد و بر شدت خلوص و عمق رنگ آب مي افزايد.
خواص روانشناسی رنگ زرد
رنگ زرد گرم کننده و باعث خوشرویی و نشاط شده و حالت روحانی میدهد و فکر را تحریک می کند و بعضی از ناراحتی های عصبی را کم می کند و رشد گیاه را سریع می کند و کیفیت آنرا خوب می کند.
زرد فراوان ترین رنگی است که به صورت طبیعی یافت می شود.
اُکر :
زردی خاک نتیجه ی زنگ است که در آن به میزان متفاوت به صورت خالص وجود دارد.این نوع رنگ های زرد یا قرمز را اُکر می نامند.اُکر های طبیعی از ارزانترین رنگدانه های خوب هستند.اُکر های مصنوعی اکسید های آهن اند که گران تر می باشند و به نام رنگ های مارس فروخته می شوند.
اُکر ها بیشترین کاربرد را در نقاشی دارند و اغلب به صورت زیر رنگ برای سایر رنگ های خفه به کار می روند.این امر در مورد ترکیبات اُکر و زرد مارس نیز صدق می کند.آنها به خاطر کیفیت خاموششان برای رنگ زمینه ی تابلو به کار می روند به ویژه اُکر که برای تک رنگ زمینه به کار می رود.
زرد کادمیوم :
خالص ترین رنگ مقاوم در برابر نور است.این رنگ در درجات متفاوتی از روشن ترین زرد لیمویی تا نارنجی و حتی قرمز سیر تولید می شود.بهترین نوع زرد هایی که باید تهیه کنید،زرد کادمیوم تیره،روشن و متوسط است.
نباید رنگ های کادمیوم را با سفید ترکیب کرد زیرا به تیرگی می گرایند.
زرد ناپل یا آنتیموان :
این رنگ قدرت پوشانندگی بسیار زیادی دارد که موجب از بین بردن ویژگی شفافیت نقاشی آبرنگ است.بنابراین باید در آبرنگ از آن استفاده نکرد یا به میزان کم استفاده کرد.
2-2- رنگ زرد:
رنگ زرد، رنگ روشن و شادماني است. رنگي گرم كه با دانايي و فهم ارتباط دارد.
«زرد از لحاظ نمادي، شباهت به گرماي دلپذير نور آفتاب ... روحيه ي شاد و خوشبختي دارد. ادراك حسي آن طعم تند دارد، عنصر عاطفي آن را زنده دلي اميدوار كننده تشكيل ميدهد.»
رنگي است روشن، شاد و آرام، اما به سهولت ناخوشايند ميشود. به محض اين كه كمي تشديد شود، ارزش خود را از دست ميدهد. رنگ زرد كه داراي گرماي خاص خورشيدي و روشن و نافذ ميباشد، رنگ شهود و دلآگاهي است.
زرد در بيشتر اساطير با رنگ زرين ايزدي پيوسته است. رنگي درخشان كه نشانهي ايزدان است:
«در بهشت بودايي، آفرينگان نيك، صورتهاي روشن و زردرنگ دارند، رنگ زرد رنگ مقدس بوداييسم است. اژدهاي بزرگ چين رنگ زرد دارد. امپراطور «هوانگتي» يكي از نامورترين امپراطوران افسانه اي چين است. نام او به معني «خداي زرد» است.»
آتنيها يك ملخ طلايي را روي موي خود قرار ميدادند تا دلالت بر نياكان نجيب آنها داشته باشد.
در افسانهاي چيني خداي آبها به شكل يك گاو با موهاي زرد يا طلايي رنگ ظاهر ميشود.
در خاور زمين وجه مشخص آيين برهمايي مذهب هندو، رنگهاي زرد و طلايي هستند كه از ديرباز رنگ هاي مقدسي به شمار ميرفتند. بودا به هنگام نيايش با خداي بلندمرتبهي خود، پيراهنهايي به رنگ زرد ميپوشيد. كنفسيوس نيز هميشه زرد ميپوشيد.
در هندوستان، عروسهاي هندو به مدت شش روز قبل از مراسم ازدواج، لباس كهنهي زردرنگي بر تن ميكنند تا ارواح پليد را از خود برانند. در مراسم ازدواج نيز عروس و كاهني كه عقد را جاري ميسازد، هر دو لباسهايي به رنگ زرد ميپوشند.
تشرف يافتگان به كيش مهر به هفت مرتبه تقسيم ميشدند، نماد مرتبهي دوم عروس بود و شخص تشرفيافته، همچون عروسي به ازدواج كيش مهر درميآمد. وي نيمتنهي زرد كوتاهي كه نوارهاي سرخي داشت، بر تن ميكرد و گمان ميكردند كه صاحب چنين مرتبه اي از حمايت ونوس (زهره يا ناهيد) برخوردا است.
در ارتباط روز يكشنبه با خورشيد كه هنوز هم در نام Sunday انگليسي و Sonntage آلماني باقي مانده است و نيز ارتباط خورشيد با رنگ طلا و رنگ زرد، ريشه در حكمتهاي باستان و به خصوص حكمت حرانيان دارد كه معبد خورشيد را به شكل چهارگوش و رنگ طلايي ميساختند و ديوارپوشهاي آن زردرنگ يا ساخته شده از پارچه هاي زربفت بود.
بهرام ده تجسم دارد كه يكي در هيآت گاو نر زردگوش و زرينشاخ است.
مرحلهي دوم از هفت شهر عشق ايمان و رنگ آن زرد است و چون نور روح غلبه گيرد، نوري زرد پديد آيد.
در سورهي بقره، گاو بنياسرائيل به رنگ زرد است و خداوند در تأثير رواني اين رنگ ميفرمايد: «گاو زريني باشد كه رنگ آن بينندگان را فرح بخش است.» (بقره /69)
در قرآن مجيد در چند مورد از زرد شدن كشته ها صحبت به ميان آمده است. (زمر/21، روم/51، حديد/20)
«حضرت امام محمد باقر، در حديثي به پوشيدن كفش زرد و تأثير مسرت بخش بودن دائمي آن سفارش مي كند و دليل او آيهي 69، سوره ي بقره است.» (محدثي، 1368، ص37)
گفتني مينمايد كه «در ايران باستان كفش را از چرم نرم، به رنگ زرد و به شكل پا ميساختند كه تا مچ پا را مي پوشاند.» (ترنرويل كاكس، روت، 1372، ص54)
و در «كتاب زندگي با رنگ» آمده است: «رنگ زرد را غالباً روشنفكران، افرادي با پشتكار زياد و كساني كه قدرتطلب هستند بر تن مي كنند.» (سان، 1379، ص131)
رنگ زرد در شاهنامه:
در شاهنامهي فردوسي 313 بار به مفهوم اين رنگ اشاره شده است كه 237 بار با واژهي زرد و بقيه با واژههايي چون سندروس، زرير، گل شنبليد و ... بيان شده است.
در شاهنامه، رنگ زرد را نميتوان كاملاً از زرين جدا كرد. با توجه به اين پيوند، تجلي اين رنگ را در اسطورهي شاهان ميبينيم. شاهان در شاهنامه، بهويژه در بخش اساطيري، داراي فرّهي ايزدياند. شاهان اساطيري را فروغي درخشان در بر گرفتهاست. آنها تاج و تخت زرين، قصر زرنگار و كفش زرينه دارند.
گذشته از اين، برجستهترين ارتباطي كه ميان اين رنگ در اسطورههاي شاهنامه و اساطير ملل ديگر وجود دارد نقشي است كه رنگ زرد در لباس عروسان و كفن مردگان بازي ميكند. در شاهنامه عروسان را اغلب با ديباي زرد مي آرايند و مردگان را نيز با ديباي زرد يا زربفت كفن ميكنند. در اين مورد دو نكته شايستهي توجه است: نخست اينكه در روانشناسي، رنگ زرد داراي ويژگيهاي آرامبخش و شاديآور است و دوم اين كه زرتشتيان بر اين باورند كه فرورهاي مردگان در شادي آنها شركت ميكنند و شادترين جشن سال، جشن فروردين، به فرورهاي مردگان اختصاص دارد. همانگونهكه اشاره شد بيشترعروسان شاهنامه با ديباي زرد آراسته شدهاند:
عروسي مادر سياووش با كاووس:
بياراستندش به ديباي زرد
به ياقوت و پيروزه و لاجورد
(ج3، ص9، ب63)
عروسي شيرين:
يكي زرد پيراهن مشكبوي
بپوشيدو گلنارگون كرد روي
(ج9، ص213، ب3411)
ديباي زرد عروس شاهنامه بيشباهت به مرتبهي دوم كيش مهر، مرتبهي عروس نيست. عروس كيش مهر نيمتنهي زرد ميپوشد. عروسهاي هندو نيز زرد ميپوشند. اين خود نشانهاي ديگر از ريشههاي مشترك اسطوره اي است.
مردگان شاهنامه نيز زرد ميپوشند. يا بر ديباي زرد جان ميدهند. همگوني رنگ لباس عروس و لباس مردگان كه گاهي نيز در رنگ سفيد جلوه ميكند نشان ميدهد كه در باورهاي جمعي مرگ مرحلهي ديگري از زندگيست.
در مرگ سهراب:
بپوشيد بازش به ديباي زرد
به ياقوت و پيروزه ولاجورد
(ج2، ص248، ب1049)
در مرگ اسفنديار:
ز ديباي زربفت كردش كفن
خروشان بر او نامدار انجمن
(ج6، ص313، ب530)
در مرگ پيلسم:
چنين گفت كاين را به ديباي زرد
بپوشيد كز گرد شد لاجورد
(ج3، ص186، ب2849)
در مرگ بهرام گور:
ورا ديد پژمرده رنگ رخان
به ديباي زربفت بر داده جان
(ج7، ص453، ب2587)
در مرگ خسروپرويز:
نهاليش در زير ديباي زرد
پسِ پشتِ او مسند لاژورد
(ج9، ص259، ب79)
در شاهنامه 158 بار زرد شدن رخ به تصوير كشيده شده است، كه به دليل عشق يا اندوه يا ترس يا خشم و... پديد ميآيد، براي بيان اين مفهوم فردوسي از تعبيرهاي گونهگون بهره ميجويد، همچون: رخ چون سندروس شدن، رخ چون زرير شدن، زغفراني كردن رخ، بادرنگ شدن چهره و ...
همه جامهها كرده پيروزه رنگ
دو چشم ابر خونين و رخ بادرنگ
(ج1، ص30، ب42)
يكي نامه فرمود پر خشم و جنگ
زبان تيز و رخسارهي بادرنگ
(ج3، ص64، ب982)
بدين گفت و گوي اندرون بود طوس
كه شد گيو را روي چون سندروس
(ج4، ص129، ب226)
به يكسو بر از منجنيق و ز تير
رخ سركشان گشته همچون زرير
(ج5، ص312، ب1291)
پرانديشه شد جان كسري ز مرگ
شد آن لعل رخساره چون زرد برگ
(ج8، ص292، ب408)
همچنين از مفهوم رنگ زرد در شاهنامه 54 بار براي تصوير كردن خورشيد، ماه و طلوع و غروب آنها استفاده شده است؛ همچون:
تو گفتي كه بر گنبد لاژورد
بگسترد خورشيد ياقوت زرد
(ج1، ص55، ب69)
شب آمد يكي پردهي آبنوس
بپوشيد بر چهرهي سندروس
(ج6، ص53، ب711)
چو خورشيد خنجر كشيد از نيام
پديد آمد آن مطرد زردفام
(ج9، ص56، ب782)
بيش از 50 بار از اين مفهوم براي بيان رنگ اشيايي چون درفش، ديبا، سپر و جواهرات قيمتي استفاده شده است و بيش از ده بار براي بيان رنگ حيوانات، ديوها، اژدها و... .
رنگ اشك هم در بسياري از مواقع در شاهنامه زرد است: در اين كتاب 19 بار از تركيب «آب زرد» براي توصيف اشك استفاده شده است؛ همچون:
بباريد رستم ز چشم آب زرد
دلش گشت پر خون و جان پر ز درد
(ج2،ص139، ب199)
همي ريخت از ديدگان آب زرد
همي از جهان آفرين ياد كرد
(ج2، ص155، ب442)
چو بهرام گرد اين سخن ياد كرد
بباريد گيو از مژه آب زرد
(ج4، ص109،ب1566)
همي گفت و مژگان پر از آب زرد
همي بركشيد از جگر باد سرد
(ج5،ص49، ب696)
اسمم گلچین جاویددوست هستش-اهل ارومیه.