رافائل سانتسیو(1483-1520)

که بیشتر با اسم کوچکش رافائل شناخته می‌شود

نقاش و معمار ایتالیایی-متولد اوربینو در دوره ی رنسانس پیشرفته

وی با نام‌های دیگری نظیر «رافائلو سانتی»٬ «رافائلو دا اوربینو» و «رافائل سانتسیو دا اوربینو» نیز شناخته می‌شد. نام خانوادگی «سانتسیو» از «سانتسیوس» که خود لاتین شده کلمه ایتالیایی «سانتی» است، مشتق شده‌است. او معمولاً اسنادش را با کلمات لاتین «رافائل اوربیناس» امضا می‌کرد



باوجود تاثیر پذیری از میکل انژ و داوینچی سبک خاص خود را پدید اورد

ابتدا نزد پیترو پروجینو مشغول بود

فیگورهایش سایه روشن ظریفی دارند

برخلاف داوینچی از رنگمایه ی روشن استفاده میکرد از نظر روحی با میکل انژ در دو قطب متضاد بودند

در نقاشی های وی بر خلاف میکل انژ از اضطراب خبری نیست

عناصر تصویری وی ایستا-ارام-موقرن و چهره های صاف و تابناک دارند

از اثار مشهورش:مدرسه(مکتب)اتن-مریم گراندوک-باکره ی چمن زار-زیبائی افسانه وار -زدواج باکره-اتش سوزی در شهر-خودنگاره-
    باغبان زیبا-چهره مریم مقدس-چهره کاسیتیونو ......

اثر زیبایی افسانه وار وی را با داوود میکل انژ مقایسه میکنند

آثارش به خاطر وضوح تصویر و سهولت ساختاری و موفقیتش در انتقال عقیده فلاسفه افلاطونی جدید در مورد شکوه و جلال بشری مورد تحسین قرار گرفته‌است

 وی به همراه میکل‌آنژ و لئوناردو داوینچی سه‌گانه استادان بزرگ دوران خود را تشکیل داده‌است

به خاطر تابلوهای حضرت مریم و ترکیب‌های نقاشی بزرگ مقایس در اتاق‌های واتیکان معروف است.


وی در سی و هفتمین سالگرد تولدش از دنیا رفت و بنا به قولی در روز جمعه مقدس (به انگلیسی: Good Friday)، هم به دنیا آمد و هم از دنیا رفت


رافائل در شهری کوچک اما از نظر هنری بسیار قابل توجه به‌نام اوربینو در ناحیه مارچ واقع در ایتالیای مرکزی به دنیا آمد.[۵] پدرش «جیووانی سانتی» نقاش درباری بود که به دوک خدمت می‌کرد


رافائل هنرمند پرکاری بود که کارگاه بزرگی را مدیریت می‌کرد و علی‌رغم مرگ زودهنگامش در ۳۷ سالگی، امروزه تعداد فراوانی از آثارش برجای مانده‌است. از آن زمره می‌توان به دیوارنگاره‌های اتاق‌های رافائل در واتیکان اشاره نمود که اصلی‌ترین و بزرگ‌ترین اثر در طول عمر هنری وی بود علی‌رغم آن‌که در زمان مرگش ناتمام باقی ماند. پس از سال‌های ابتدایی زندگی در رم، اکثر آثار رافائل توسط خود وی طراحی و به طور گسترده در کارگاهش خلق می‌شدند که این خود با افت قابل ملاحظه‌ای در کیفیت همراه بود. رافائل در طول حیات، نقاش بسیار تاثیرگذاری بود اگرچه در خارج از رم او را اغلب با آثار مشترکش می‌شناختند. پس از مرگ رافائل، تاثیر رقیب بزرگش میکل‌آنژ بر هنر اروپا تا قرن‌های هفدهم و هجدهم میلادی فراگیر بود، هنگامی که کیفیت هارمونیک و یک‌دست آثار رافائل بار دیگر به عنوان سبکی برتر مورد توجه قرار گرفت.



آثار ( به ایتالیایی ) :

    1498
        Madonna col Bambino , affresco , 97 * 67 cm , Casa Santi , Urbino
    1501
        Angelo, o/tv, 31 * 27 cm , Pinacoteca Tosio - Martinengo , Brescia
        Madonna con il Bambino ( Madonna Solly ) , o/tv , 52 * 38 cm , Staatliche Museen , Berlino
        Madonna col Bambino e i santi Gerolamo e Francesco , o/tv , 34 * 29 cm , Staatliche Museen , Berlino
        San Sebastiano , o/tv , 43 * 34 cm , Accademia Carrara , Bergamo
    1502
        Resurrezione di Cristo , o/tv , 52 * 44 cm , Museu de Arte , San Paolo del Brasile
        Crocefissione Mond, o/tv , 279 * 155 cm , National Gallery , Londra
        Incoronazione della Vergine ( Pala Oddi ) , o/tv , 267 * 163 , Pinacoteca Vaticana
    1503
        Stendardo della Santissima Trinità , tela , 166 * 94 cm , Pinacoteca Comunale , Città di Castello
        Ritratto virile , o/tv , 45 * 31 cm , Galleria Borghese , Roma
    1504
        Lo sposalizio della Vergine , o/tv , 170 * 117 cm , Pinacoteca di Brera , Milano
        Ritratto di giovane , o/tv , 54 * 39 cm , Szépmüvészeti Muzeum , Budapest
    1505
        Madonna con il Bambino , san Giovannino e un santo bambino ( Madonna Terranuova ) , o/tv , d. 87 cm , Staatliche Museen , Berlino
        Il sogno del cavaliere , o/tv , 17 * 17 cm , National Gallery , Londra
        Le Tre Grazie , o/tv , 17 * 17 cm , Musée Condé , Chantilly
        San Giorgio e il drago , o/tv , 31 * 27 cm , Louvre , Parigi
        San Michele e il drago , o/tv , 31 * 27 cm , Louvre , Parigi
    1506
        Madonna col Bambino e san Giovannino ( Madonna Diotallevi ) , o/tv , 69 * 50 cm , Staatliche Museen , Berlino
        Madonna Connestabile , o/tl , d. 17,9 cm , Ermitage , San Pietroburgo
        Madonna Cowper, o/tv , 58 * 43 cm , National Gallery of Art , Washington
        Madonna del granduca , o/tv , 84 * 55 cm , Galleria Palatina , Palazzo Pitti , Firenze
        San Giorgio e il drago , o/tv , 28 * 22 cm , National Gallery of Art , Washington
        Cristo benedicente , o/tv , 30 * 25 cm , Pinacoteca Tosio - Martinengo , Brescia
        Autoritratto , o/tv , 45 * 33 cm , Uffizi , Firenze , attibuito
        Ritratto di dama con liocorno , o/tv , 65 * 51 cm , Galleria Borghese , Roma

    Madonna con il Bambino Fra San Giovanni Battista e San Nicola di Bari ( Pala Ansidei ) - 1505
    Sacra famiglia con palma - 1506
    Madonna del cardellino - 1506
    Madonna con il Bambino e San Giovannino ( Madonna del prato o del Belvedere ) - 1506
    Ritratto di Agnolo Doni - 1506 1507
    Ritratto di Maddalena Doni - 1506 1507
    La bella Giardiniera ( Madonna con il Bambino e San Giovannino ) - 1507
    Trasporto del Cristo morto ( Pala Baglioni – Deposizione Borghese ) - 1507
    La Muta - 1507 1508
    Sacra Famiglia Canigiani Madonna con il Bambino , San Giuseppe , Sant'Elisabetta e San Giovannino - 1507 1508
    Madonna Tempi ( Madonna con il Bambino ) - 1508
    Madonna Esterhazy - 1508
    La disputa del Sacramento - fine del 1508 1509
    La scuola di Atene - 1509 1511
    Ritratto di Tommaso Inghirami detto Fedra Inghirami - 1510
    Ritratto del cardinale Francesco Alidosi - 1510
    Parnaso - 1511
    Cacciata di Eliodoro dal tempio - 1511
    Madonna d'Alba - 1511
    Ritratto di papa Giulio II - 1511 1512
    Madonna di Foligno - Madonna con il Bambino e Santi Giovanni Battista , Francesco , Gerolamo e il donatore Sigismondo de’ Conti - 1511 1512
    Madonna con il Bambino e San Giuseppe - Madonna del velo , detta anche Madonna di Loreto e Madonna di Santa Maria del Popolo - 1511 1512
    La Messa di Bolsena - 1512
    Trionfo di Galatea - 1512
    La liberazione di San Pietro - 1512 1513
    La Madonna Sistina - 1512 1514
    Madonna della tenda ( Madonna con il Bambino e San Giovannino ) - 1513 1514
    Madonna con il Bambino e San Giovannino ( Madonna della seggiola ) - 1513 1514
    Incendio di Borgo - 1514 circa
    Ritratto di Bindo Altoviti - 1514 circa
    Ritratto di Baldassare Castiglione - 1514 1515
    La Velata ( Ritratto di donna ) - 1515 1516
    Pesca miracolosa - 1515 1516
    Ritratto di Andrea Navagero e Agostino Beazzano - 1516
    Estasi di Santa Cecilia ( Santa Cecilia tra i Santi Paolo , Giovanni Evangelista Agostino e Maddalena ) - 1514 1516
    L'andata al Calvario - 1516 1517
    Ritratto di Leone X con i cardinali Giulio de' Medici e Luigi de' Rossi - 1517 1518
    Visione di Ezechiele - 1518
    San Michele sconfigge Satana - 1518
    Madonna della rosa - 1518
    Autoritratto con un amico - 1518 1519
    La Fornarina ( Ritratto di giovane donna ) - 1518 1519
    La Trasfigurazione - 1518 1520
    Madonna Bentivoglio di Sassoferrato











زندگی هنری:


مادرش ماجیادی باتیستا کایرلا (Magia de Battista Ciarla) در ۱۴۹۱ از دنیا رفت اما پدرش که نقاش قرن شانزدهم و شرح حال نویس جورجیو وازاری (Giorgio Vasari) – نقاشی با شایستگی نه چندان زیاد – بود دستورات اولیه نقاشی را به پسرش یاد داد و او را تحت حمایت خود قرار داد. سانتی مردی با فرهنگ بود که ارتباطی پیوسته با عقاید هنری پیشرفته رایج در دربار اوربنیو داشت و قبل از مرگش در سال ۱۴۹۴ وقتی که رافائل یازده ساله بود پسرش را با فلسفه بشر دوستانه در دربار آشنا کرد. اگر چه رافائل تحت تأثیر هنرمندان بزرگ فلورانس، رم واوربنیو قرار گرفت اما گذشته از این شاید قدرت سرزندگی فرهنگی آن شهر پیشرفت سریع و استثنایی نقاش جوان را به همراه داشت. در حالیکه در آغاز قرن شانزدهم زمانی که هفده سال او تمام نشده‌بود استعداد و ذوق شگفت‌آوری از خود داد. او تکنیک‌های جدید نقاشی را از لئوناردو داوینچی (Leonardo da vinci) و مایکل آنجلو (Michelangelo) آموخت و عناصر زیبایی و آرامش از موضوعات احساسی و عمده آثارش بودند. رافائل در سال ۱۴۹۹ در اوربنیو به نزد پروجینو (Perugino) رفت و هنرجو و دستیار او شد.

پروجینو نقاش سال‌های ۱۵۲۰-۱۴۷۸ به کشیدن مناظر زیبا در نقاشیهایش عشق میورزید و کارهای اولیه سانتسیو به آثار پروجنیو شباهت بسیاری داشت به طوری که آثاری از قبیل عیسی مصلوب در کنار مریم (Crucifixion With Virgin)، یوحنای مقدس (Saint John) و جرمه مقدس (Saint Gerome) و مریم مقدس (Saint Mary Magdalene ) تصور میشد که متعلق به سانتسیو باشد تا اینکه کلیسای سن جیمینگ نیانو(Chruch of san Giming niano) ثابت کرد که در حقیقت تمام آن آثار توسط پروجینو کشیده شده‌است. رافائل در پاییز سال ۱۵۰۴ به طور حتم به فلورانس رفت اما مشخص نشده‌است که آیااین اولین ملاقاتش از فلورانس بوده یا نه اما به گواهی آثارش در حدود سال ۱۵۰۴ اولین ارتباط اساسی را با این تمدن هنری داشت که در تقویت تمام افکاری که او تا آن زمان کسب کرده‌بود تأثیر بسزایی گذاشت و همچنین افق‌های جدید و وسیعی را پیش روی او باز کرد. عمده آثاری را که او در بین سال‌های ۱۵۰۷ -۱۵۰۵ به‌وجود آورد به طور قابل ملاحظه‌ای از سوی آثار مردم مقدس بودند که تحت تأثیر لئوناردو قرار داشتند که نوآوری بزرگی را از سال ۱۴۸۰ در نقاشی به‌وجود آورده‌بود. مخصوصاً این تأثیر بیشتر از تابلوهای حضرت مریم (Madonna) و بچه‌ای به طرف خیابان (Child With St) گرفته شده‌است. در این موقع رافائل به یادگیری چگونگی ترکیب‌های ساختاری تابلوهایش مشغول شد و یگانگی جدیدی از ترکیب و منع از وجه تمایزات غیرضروری در آثارش از جمله تغییرات تابلوهای او در فلورانس بود که بیش‌تر مدیون تکنیک نور لئوناردو است و نقاشی سیاه قلم را نیز نزد داوینچی یاد گرفت که متأثر از سبک اسفاماتو (Sfumato) – سبک لئوناردو در استفاده از سایه نرم و نازک‌ به جای خط گذاشتن در شکل‌ها و چهره‌ها – بود. تابلوهای پرتوان رافائل با لطافت و توازن درون آن نظیر مریم کوچک (Small Cauper Madonna) بدون شک تأثیر گرفته از مایکل آنجلو است.

در مدت زمانی که رافائل در فلورانس بود دوک گایدوبالدو (Duke Guidobaldo) او را برای کشیدن تابلویی برای هنری هفتم پادشاه انگلستان به خدمت گرفت. در این تابلو به اسم جرج مقدس و اژدها (Saint George and The Dargon) رافائل پرتره جرج را به عنوان یک جنگجوی دلیر که در مقابل قسمت بیرونی و راست کنام اژدها میجنگد، نشان میدهد. در تقابل با نبرد درون تابلو، در پس زمینه آن وضع آرام بیسروصدایی دیده میشود. در داستان جرج مقدس بعد از این‌که اژدها کشته میشود تمام شهر به دین مسیحیت برگردانده میشوند که سمبل پیروزی مسیحیت بر همه است. در حوالی سال‌های ۱۵۰۹-۱۵۰۸ وقتی که ۲۵ ساله بود توسط پاپ جولیوس دوم (Pope Julius II) به رم فرا خوانده شد تا برای تزئین تک‌تک اتاق‌های کاخ واتیکان به آن‌ها کمک کند. او اولین اتاقی را که در کاخ واتیکان کامل کرد اتاق امضا بود و او در این زمان فرصتی داشت که هنر کلاسیک خود را در اندازه مجلل و بزرگ به کار گیرد .

رافائل دیوارهای کاخ را به‌صورت تجلیل از چهار جنبه فضیلت بشری مصور کرد. الهیات، فلسفه، هنر و قانون و ترکیب شدن این چهار نمود نشان دهنده انتقال قرون وسطی به دنیای نوین بود. در این مدت رافائل تنها کمی در رم شناخته شده‌بود اما در زمان اندکی هنرمند جوان تحت قدرت جولیوس و دربار روز به روز رشد کرد و سرانجام بسیار معروف شد به گونه‌ای که او را شاهزاده نقاشان نامیدند. سانتسیو دوازده سال آخر عمر کوتاهش را در رم گذراند که این سال‌ها، سال‌های پرکار و پراز شاهکارهای موفق او بودند. در سال ۱۵۰۸ رافائل به کار بر روی اثر استشهاد مسیج (Deposition of Christ) پرداخت که هم اکنون در گالری برگسه (Borghese) در رم است. در این تابلو مشخص است که رافائل خودش را وقف احتمالات اشاره کننده به آناتومی انسانی کرده‌است ولی با آثار لئوناردو و مایکل آنجلو تفاوت دارد چون هر دوی آن‌ها از نیرومندی و هیجان میگفتند در حالیکه او وسعت آرامش و برون‌گرایی را برای ایجاد یک جامعه محبوب و دست‌یافتنی آرزو میکند. رافائل سانتسیو در سال ۱۵۰۹ به روی یک مجموعه آپارتمان‌های پاپی سخت کارکرد و با در نظر گرفتن ارتباط بین تصاویر پیکره‌ها و هنر معماری تولیدی در آن‌ها و حتی در بین تابلوهای ابتدایی او کاملاً روشن است که احساس رافائل از احساسات معلم‌هایش فرق دارد. در سال ۱۵۱۵ در رم اولین مدیر موسسه روزگار باستان شد و در سال‌های ۱۵۱۶-۱۵۱۵ تابلوهایی را در دو مقیاس مختلف نقاشی کرد.

در این سال‌ها او به روی طرح فلسفی به شیوه نقاشی آبرنگ کار میکرد. این طرح شامل توجیه تاریخی قدرت کلیسای کاتولیک رومی به واسطه فلسفه افلاطونی بود و از مهم‌ترین نقاشیهای آبرنگ او دیسپیوتا(Disputa) ومدرسه آتن‌ها(The School of Athens) هستند دیسپیوتا نشان‌دهنده رویایی الهی از خدا و پیامبران و فرستاده شدگانش در بالای جمعی از نمایندگان در زمان حال و گذشته است که پیروزی کلیسا را در برابر پیروزی حقیقت قرار میدهد. مدرسه آتن‌ها مجموعه‌ای از دانش دنیوی یا فلسفه است که نمایش‌گر افلاطون و ارسطو است که توسط فلاسفه گذشته و حال در یک محیط معماری شد و مجلل احاطه شده‌اند که پیوستگی تفکر افلاطونی را در طول تاریخ نشان میدهد. مدرسه آتن‌ها شاید معروف‌ترین نقاشی آبرنگ رافائل باشد که یکی از بزرگ‌ترین آثار هنری در دوره رنسانس محسوب میشود حدوداً در همان زمان موضوعات عام‌تری را برای نقاشی انتخاب میکرد و پیروزی گالاتیا در فارنسینا (Famesina) در رم اثری از اوست که شاید موفق‌ترین یادگار دوره زندگی معنوی دوران باستان باشد آخرین شاهکار رافائل، تبدیل صورت (Transfiguration) است که تصویر یک محراب بزرگ است که با مرگش ناتمام باقی ماند و توسط دستیارش جولیو رمانو (Givilio Romano) کامل شد و در حال حاضر در موزه واتیکان وجود دارد.

این تابلو مجموعه اثری است از ترکیب ظرافت کاری فوق‌العاده و زیبایی در اجرای آن که وحشت و فشار گروهی پرجمعیت را نشان میدهد و بیان‌گر درکی جدید از جهانی پویا و آشفته است که به پیش‌بینی جهان جدید پرداخته‌است. رافائل در ششم آوریل ۱۵۲۰ پس از تحمل رنج بیماری پانزده روزه در روز تولدش در سیوهفتمین سال زندگی خود از دنیا رفت و همراه با سوگ و تحسین جهانی در پانتئون (معبد خدایان) به خاک سپرده شد در حالیکه آخرین تابلوی او در بالای تابوتش جای گرفته بود. رافائل تابلوهای تصویر حضرت مریم بانوی گراندوکا (Madonna dell Granduca)، مریم کوچک (The small Couper Madonna) و (The Alba Madonna) را کشیده‌است. او همچنین انیسندیوی جوان (Stanza dall incendio) و چهار تابلوی بزرگ مقیاس با نام‌های ازدواج زن عفیف ( Marriage of the Virgin)، عیسی مصلوب با مادر عیسی (The crucified with christ) و مقدسین و فرشتگان (Saints and Angels) را خلق کرده‌است. او پرتره درباری (The Courtier) را در سال ۱۵۱۵ نقاشی کرد و علاقه زیادی را به پرتره‌نگاری نشان میداد او پرتره‌های معروف بیندوآلتوویتی (Bindo Altoviti) بالداساری کاستیلیونه(Baldassare Castiglione) و لادنا ولاتا (La Donna Velata) را به تصویر کشیده‌است. به مدت طولانی تاریخ نویسان معتقد بودند که پرتره بیندوآلتوویتی در واقع خود رافائل میباشد زیرا به تمام مشخصات ظاهری او شباهت بسیاری داشت اما اکنون به توافق رسیدند که این تابلو تصویر آلتوویتی را در سن بیست و دو سالگی نشان میدهد و تابلوی بالداساری مربوط به پرداخت احساسی به یک نویسنده بشر دوست خوشنام دوره رنسانس است.

و پرتره لادنا ولاتا نیز احتمالاً به چندین زنی که در تابلوهای مریم مقدس دیده میشد شباهت عجیبی دارد و تصور میشود که معشوقه خودش باشد و هر سه پرتره نمونه‌های عالی از سبک و احساس دوره رنسانس هستند. رافائل سانتسیو هنرمند کلاسیکی بود که اعتقاد داشت که انسان در اخلاق و دیانت میتواند به حد کمال برسد او تابلوهایی را نیز با استفاده از روغن بر روی چوب کشیده‌است او روی آثار لئوناردو، مایکل آنجلو و فرابارت دنیئو (Fra Bart Doinneo) مطالعه کرد و سایه روشن، آناتومی و ایجاد هیجان در بیننده، را از آ‌ن‌ها آموخت در سال ۱۵۱۴ رافائل رییس معماری سین پیترز باسیلیکا (Saint Peters Basilica) شد و یک سال بعد از آن به عنوان رییس حفاریهای موسسه روزگار باستان در داخل و در نزدیکی رم منصوب شد. رافائل از جمله نابغین نقاشان دوره رنسانس است و بزرگ‌ترین طراح دوره رنسانس است به طوریکه تا سال ۱۹۰۰ نقاشان را تحت تأثیر خود قرار داده‌بود. او مردم را وادار کرد که وقتی به نقاشیهایش نگاه میکنند به فکر هویت وجودی خویش بیفتند.

رافائل احساسات واقع‌گرایانه را وارد کار نقاشیاش کرد و دید مردم را به هنر تغییر داد. رافائل زندگی را میکشید. او نقاشی است که پرتره‌ها را با کوچک‌ترین جزئیاتش به روی صفحه میآورد. او شیوه فکری مردم را نسبت به مریم مقدس تغییر داد. او به کشیدن موضوعات احساسی میپرداخت و بدین گونه دنیای هنر را دچار تحول کرد به طوریکه اگر یک بررسی کلی بر روی آثار هنری رافائل داشته باشیم، نشانه‌هایی را از هارمونی و روشن‌بینی واقع‌گرایانه در آثارش میبینیم. رافائل نگاهی به عقب به سبک معماری روم باستان در نقاشی ساختمان‌ها داشت. موضوعاتی را انتخاب میکرد که به روزگار باستان مانند زمان افلاطون و سقراط برمیگشت. چهره‌های کشیده‌شده در تابلوهای اوعضلانی و خیالی و پر از احساس و حرکات اشاره کننده بودند که در کنار حقیقت‌گرایی به چشم میخورد او در مدت زندگی کوتاه سیساله خود دوره کاملی از نوع دوستی ایتالیایی را به‌صورت خلاصه و منسجم بیان کرد بسیاری از مورخین هنر بر این اعتقاد هستند که آثار او فقدان آن نیروی پویایی آثار لئوناردو یا مایکل آنجلو است ولی به هر حال با وجود این‌که به اندازه مایل آنجلو و لئوناردو زندگی نکرد اما در تمام اوقات همرده آن‌ها و در زمره‌ی یکی از بزرگ‌ترین نقاشان جهان جای گرفت.