عکاسی(تعریف و کمپوزیسیون)
تعریف علمی:عکاسی به فرایند ثبت تصاویر بهوسیلهٔ دریافت و ثبت نور بر
روی یک سطح حساس به نور، مانند نگاتیو (فیلم) یا سنسور الکترونیکی، گفته
میشود. الگوهای نوری بازتابیده شده یا ساطع شده از اشیا بر روی سطح حساس
به نور (هالوژن نقره یا سنسور) تاثیر میگذارد و باعث ثبت تصاویر میگردد.
هنر عکاسى در میان هنرهاى کاربردى از ظرافت، دقت و اهمیت خاصى برخوردار است. فتوگرافى از دو بخش photo به معنى نور و Graphic به معنى ثبت کردن مىباشد که مجموعاً ثبت کردن نور یا نورنگاری، در واقع به معنى عکاسى و عکسبردارى است که با استفاده از وسایل فیزیکى و شیمیایى تصاویر دنیاى خارج را مىتوان ثبت کرد. بنابراین عکاسى نور است که خود یکنوع انرژى است.
عکاسى فىنفسه وسیلهاى است که در آفریدن کار هنرى از آن بهره گرفته مىشود. عکاسى در عرصهٔ خلاقیت با هنر وجه اشتراک دارد؛ زیرا هرگونه کار عکاسى با دخالت ماهیتاً با دخالت نیروى تخیل انجام مىشود. هرعکس، حتى یک عکس فورى که تصادفاً گرفته شده باشد، بازتابى از نوعى سازماندهى تجربه و ثبت یک صورت ذهنى است. به این ترتیب، موضوع و سبک هر عکس، از دنیاهاى درونى و بیرونى شخص عکاس خبر مىدهد.
دوربین معمولاً چیزى بیش از یک وسیلهٔ ثبت در نظر گرفته نمىشود؛ اما عکاسى بههیچوجه یک وسیلهٔ خنثى نیست. هرعکسی، تفسیر دوبارهاى از جهان پیرامون ماست و ما را عملاً بر آن مىدارد که این جهان را به شکلى جدید ببینیم.
تاریخ پیدایش عکاسى: عکاسى اختراع یک فرد نیست بلکه ماحصل مجموع اکتشافات و تحقیقات افراد بسیارى در حوزههاى مختلف شیمى و صنایع است. اثرات شیمیایى نور از گذشتههاى نسبتاً دور بر روى اجسام مختلف اعم از معدنى یا آلى شناخته شده بود و حتى در قرون اولیه، یک معمار رومى به دیگران همواره توصیه مىکرده که تابلوهاى خود را همیشه رو به سمت شمال بگذراند تا اشعهٔ خورشید بر آنها نتابد. اکنون بر همه شناخت شده است که نور، رنگ پارچه و گل و گیاهان مختلف را تغییر مىدهد و در نواحى کوهستانى و یا کنار دریا حتى پوست بدن را تیره مىسازد.
سابقهٔ تاریخى اتاق تاریک یا جعبهاى که سوراخى کوچک در یک طرف آن ایجاد مىشد، به روزگار قدیم باز مىگردد. در قرن شانزدهم همه جا از این ابزار براى نمایش تصاویر استفاده مىشد. اختراع نخستین اتاقک تاریک را به لئوناردو داوینچى (۱۵۱۹-۱۴۵۲ م) وجووانى باتیستا دلاپورتا (۱۶۱۵-۱۵۳۸ م) هنرمند و مخترع ایتالیایى نسبت مىدهند. ژروم کاردان (۱۵۷۶-۱۵۰۱ م) امکان نصب یک عدسى محدب را در مقابل روزنهٔ اتاق تاریک مطرح کرد.
در دههٔ سوم قرن هیجدهم دوربین نقش ابزراى کمکى در طراحى صحنههاى معمارى را پیدا کرده بود و در همان سالها، حساس بودن اصلاح نقره در برابر نور کشف شد.
در سال ۱۷۲۷ م هانریش شولتس پزشک آلمانى پدیدهاى را کشف کرد که تأثیرى تعیینکننده در ثبت تصاویر داشت. شولتس مشاهده کرد که بطرى حاوى نمک نقره که در کنار پنجره قرار گرفته بود، دو رنگ شده است. سمت رو به نور بنفش تیره و سمت پشت به نور به رنگ اصلى نمک نقره یعنى سفید باقى مانده بود. وقتى شولتس بطرى را تکان داد رنگ بنفش محو شد. وى این آزمایش را چند بار تکرار کرد و نتیجه یکسان بود. این تجربه به نقطهٔ شروع پیوند علم شیمى با اتاق تاریک بود. ده سال بعد 'ههلو' عضو فرهنگستان علوم پاریس مشاهده کرد که اگر کاغذى را با قلمى که مرکب آن نیترات نقره است بنویسیم، هرچند در ابتدا بىرنگ است، اگر در معرض نور قرار گیرد، رنگ نوشته سیاه مىشود.
در پایان قرن هیجدهم میلادى شیمیدان سوئدی، میشل در تجربیات خود به پدیدهٔ سیاه شدن کلرور نقره تحت تأثیر نور، به این موضوع اشاره مىکند که تمام پرتوهاى رنگی، به یک نسبت و با یک سرعت تأثیر نمىکنند.
اکنون در دنیا مورد قبول است که ثبت تصویر و ثابت کردن آن براى مدت بسیار طولانى یک اختراع فرانسوى است. اولین تصویر ثابتى که بتوان آنرا عکس نامید توسط ژوزف نیسفورنیپس مخترع فرانسوى (۱۷۶۵-۱۸۳۳) تهیه شد. وى در سال ۱۸۲۲ در پنجاه و هفت سالگى توانست نخستین تصویر تثبیت شدهٔ دائمى را تولید کند؛ اما نخستین کار برجا مانده از وى به چهار سال پس از این تاریخ مربوط مىشود.
شخص دیگرى که کارنیپس را تکامل بخشید لوئى داگر (۱۸۵۱-۱۷۹۹ م) نقاش و طراح صحنهٔ فرانسوى بود. وى پس از ده سال دستگاهى بهنام داگرتوتیپ را اخترا ع کرد. این دستگاه که تصویر مثبت تولید مىکرد، در سال ۱۸۳۹ به نمایش درآمد و به این ترتیب عصر عکاسى آغاز گردید. پس از داگر، ویلیام هنرى فاکس تالبت (۱۸۰۰-۱۸۷۷) انگلیسى به فکر افتاد تا تصاویر بر روى صفحهٔ کاغذى ثبت شود. وى اولین کسى بود که توانست یک عکس منفى (نگاتیف) روى کاغذ بهوجود آورد و با عکسبردارى مجدد از آن بر روى کاغذ، امکان تکثیر نسخههاى متعدد، به صورت مثبت (پوزیتیف) را فراهم کرد. روش کار وى به این ترتیب بود که یک عکس منفى مثلاً نقش سفید یک برگ درخت را در زمینهٔ سیاه، روى یک کاغذ حساس دوم قرار داد. آنگاه این دو کاغذ را زیر فشار یک شیشهٔ جام در معرض نور آفتاب گذاشت، کارى که ما امروزه آن را چاپ کنتاکت مىنامیم. نور از قسمتهاى سفید برگ در نگاتیف عبور مىکرد و تصویر سیاهى روى صفحهٔ حساس دوم تشکیل مىداد. در عین حال نور از قسمتهاى تاریک نگاتیف عبور نمىکرد، بنابراین آن قسمتهاى روى کاغذ دوم سفید مىماند. نتیجه کار تصویر مثبتى بود از شیء اصلى یعنى برگ تیره در زمینهٔ سفید. این آزمایش شالودهٔ اصلى عکاسى بر مبناى تصاویر مثبت و منفى را تشکیل داد. وى روش ابداعى خود را کالوتایپ نامید. بعدها هرشل واژهٔ فتوگرافى را ابداع کرد که تا امروز رایج است.
نخستین عکس داگر تقلیدى بود از نوعى طبیعت بیجان که نقاشى بنام شاردن مبتکر آن بود. قایق بادبانى اثر فاکس تالبت، به نقاشىهاى دریایى نقاشان انگلیسى همان دوره شباهت دارد.
پس از دگرگونسازى شیوهٔ زندگى توسط انقلاب صنعتی، ابزارهاى خاص براى ثبت این دگرگونى اختراع شدند و عکاسى دستخوش یک رشته اصطلاحات سریع مانند اختراع عدسىهاى بهتر، نگاتیوهاى شیشهاى و روشهاى جدید شیمیایى شد.
فیلمهاى حلقهاى توسط جورج ایستمن (۱۹۳۲-۱۸۵۴ م) عکاس آماتور امریکایى ساخته و به بازار عرضه شد. تا این زمان هنوز دوربینهاى سنگین شیشهاى رایج بودند و عکاسى براى همگان میسر نبود. در سال ۱۸۸۸ م ایستمن دوربین سبک و ارزان و سادهٔ کداک را به بازار عرضه کرد که در آن به اندازهٔ ۱۰ عکس، فیلم وجود داشت و بعد دوربین سادهاى براى بچهها ساخت. شعار وى چنین بود: 'تکمه را فشار دهید، باقى کار با ما!' و رؤیاى او به این ترتیب به وقوع پیوست. ابداعات او انقلابى در عرصهٔ همگانى شدن عکاسى بوجود آورد.
همزمان با این تلاشها و تجارب در زمینهٔ عکاسى سیاه و سفید، تلاشهایى نیز براى عکاسى رنگى انجام شد ولى با موفقیت همراه نبود. تا آنکه ثابت شد که تمامى رنگها از ترکیب سه شعاع نورى قرمز، سبز و آبى به دست مىآیند و این مسأله راهگشاى اختراع عکاسى رنگى شد.
امروزه با بکارگیرى تجهیزات و دستگاههاى الکترونیکى تصاویر چاپى در کوتاهترین زمان ممکن به تمامى نقاط جهان ارسال و منتشر مىشود و عکاسى تبدیل به رسانهاى گویا و زبانى جهانى شده است. در مجموع عکاسى از آغاز پیدایش آن در میانهٔ سدهٔ نوزدهم میلادى تاکنون راهى طولانى را سپرى کرده است.
تاریخچهٔ عکاسى در ایران: آغاز عکاسى در ایران به دوران قاجار و سلطنت ناصرالدینشاه باز مىگردد. از عکسهاى موجود از این دوران مىتوان به راه و رسم زندگى سنتى آن زمان پى برد و تصاویرى که از ابنیه و عمارات آن دوران بهجا مانده براى مطالعات تاریخى قرن نوزدهم ایران ارزشى مستند دارد و در ضمن اطلاعاتى از نظام حکومتى دولت قاچار و سلسله مراتب آن براى ما به تصویر مىکشد.
در دوران قاجار پادشاهان یکى بعد از دیگرى تلاش کردهاند که از طریق توسعهٔ مبادلات فرهنگى و اقتصادى با غرب، کشور را از حالت انزوا بیرون آوردند. عکاسان ایران در آن روزگار از سه گروع عمده تشکیل مىشدند: یک گروه عکاسانى بودند که کار تحقیق دربارهٔ تفاوتهاى فرهنگى و طبیعى اقوام مختلف را برعهده داشتند و به مؤسسات کاوشهاى علمى و جغرافیایى اروپا تعلق داشتند. گروه دوم عکاسان بومى بودند که کشفیات جدید فنى را براى سرگرمى و بدون هدف مشخصى تجربه مىکردند و سومین گروه عکاسان حرفهاى بودند که از راه فروش عکس کسب درآمد مىکردند.
اولین دستاندرکاران عکاسى در ایران، اروپائیانى از فرانسه، اتریش و ایتالیا بودند که در مدرسهٔ دارالفنون تهران تدریس مىکردند. مدرسهٔ فنى و حرفهاى دارالفنون براى تربیت افسران، مهندسان غیرنظامى و نظامی، پزشکان و مترجمان توسط امیرکبیر تأسیس شد. ده سال بعد در سال ۱۸۶۰ م عکاسى نیز در برنامههاى دارالفنون افزوده شد.
احتمالاً اولین شخص خارجى که در ایران عکس را چاپ کرد، 'ژول ریشار' فرانسوى بود که در حدود سالهاى ۱۸۴۶-۱۸۴۴ م به ایران آمد و دارالفنون به تدریس زبان فرانسه پرداخت. اولین مجموعه عکس از آثار تاریخى ایران توسط لوئیجى پِشِه (Luigi Pesce) سرهنگى از اهالى ناپل در مهاجرت به ایران تهیه شد. نسخهٔ دومى از این مجموعه در همان سال تهیه و براى ویلیام اول، پادشاه پروس فرستاده شد. مجموعهٔ اول احتمالاً در یک مجموعهٔ شخصى در رم بعدها یافت شده است. آلبوم دیگرى نیز که به موزهٔ متروپولیتن نیویورک اهدا شده و شامل ۷۵ قطعه عکس است، احتمالاً همان آلبومى است که براى پادشاه پروس ارسال شده بود. این آلبوم در اصل متعلق به اردشیر میرزا، نوهٔ فتحعلىشاه بود. اهداکنندهٔ این آلبوم معتقد است که پِشِه یکى از چند عکاسى است که آثارشان در آن مجموعه گرد آمده است.آلبوم متروپولیتن شامل موضوعات متعددى است.
سه پرتره از ناصرالدینشاه در جوانى و یک عکس گروهى در این مجموعه وجود دارد. بیشتر تصاویر این آلبوم نشاندهندهٔ معمارى آن روزگار است.از جمله کاخهاى تشریفاتی، مساجد و تکایا، دروازههاى شهری، عمارات دولتى و مسکونی، بقعهها، مقابر و پلها و اماکن تاریخى را مىتوان نام برد و نیز تصاویرى از نمایشهاى دربارى و مناسبتهاى مهم دولتى که نشانگر جلال و شکوه دربار قاجار است. این آلبوم همچنین شامل دو تصویر از دو تابلوى نقاشى است: یکى پرترهاى از فتحعلىشاه و دیگرى یک سان نظامى است.
در اواسط سلطنت ناصرالدینشاه (۱۲۹۰-۱۳۰۰ هجرى قمری)، پس از سفر دوم شاه به فرنگ، بعضى همراهان شاه مختصر اطلاعاتى راجع به عکاسى بدست آوردند. در بدو پیدایش عکاسی، محدودیتهاى فنى عکسبردارى موجب مىشد تا عکسبردارى از ابنیه و عمارات رونق پیدا کند. در میان عکسهاى موجود در آلبوم ایتالیایى با امضاى پِشِه دو منظره از دروازههاى شهر، کاخ گلستان و نیز آثارى از ویرانههاى تختجمشید و نقش رستم و طاق بستان با حال و هوایى شاعرانه وجود دارد. قدیمىترین عکسهاى این آلبوم بین سالهاى ۱۸۵۲تا ۱۸۵۵ گرفته شدهاند.
مجموعه عکس دیگرى که گویاى وضعیت زندگى در دوران قاجار است، متعلق به لوئیجى مونتابونه، عکاس مشهور تورنیو است. این مجموعه شصت و دو قطعه عکس است که در سه آلبوم و در بخشهاى متفاوت گردآورى شده است. مونتابونه همراه یک هیئت سیاسى به ایران آمده بود. ناصرالدینشاه بارها به وى لقب عکسباشى داد. عکسهاى او از مکانهاى تاریخى ایران در نمایشگاه جهانى هاریس (۱۸۶۷ م) به نمایش درآمد و نشان افتخار دریافت کرد.
عکسهاى وى سند تاریخى بىنظیرى است که گویاى وضعیت زندگى مردم و درباریان است. گرچه در این عکسها زنان وجود ندارند، اما مردان طبقات مختلف اجتماع حضور مشخص دارند و سلسله مراتب اجتماعى آنها با چگونگى قرار گرفتن در تصویر کاملاً نشان داده شده است.
آنچه از یادداشتهاى شخصى ناصرالدینشاه بدست آمده نشانگر آن است که وى با روشهاى علمى و فنى عکاسى و طرز کار دوربینهاى مختلف آشنا بوده است و اغلب از دوربینهاى بزرگ با سه پایه استفاده مىکرده است. قدیمىترین عکسهاى ناصرالدینشاه عبارتست از پرترهاى که از خودش گرفته و پرترهاى تمام رخ از مادرش.
از عکاسان دربار بهجز آقا رضا مىتوان از عبدالله میرزا قاجار نام برد. وى از دانشآموختگان دارالفنون بود و عکاسى را در فرانسه فرا گرفت. وى در آموزش عکاسى حرفهاى در ایران نقش مؤثرى برعهده داشت.
از اوایل سلطنت مظفرالدینشاه در ۱۳۱۴ قمرى عبداله میرزا در بالاخانههاى دارالفنون عکاسخانه دایر کرد و فن عکاسى را متداول کرد. بسیارى از عکاسهاى بعدى از شاگردان وى بودهاند. این عکاسخانه تا اوایل مشروطیت دایر بود و عکاس دیگرى کارهاى عکاسى دربارى را انجام مىداد، بنام میرزا ابراهیمخان عکاسباشى که از خدمتگزاران دربار مظفرالدینشاه بوده است. معروف است که مظفرالدینشاه سخت شیفتهٔ عکاسى بود و خود عکاس آماتور بوده است.
در همان دورانى که ایرانیان سرگرم آموختن عکاسى بودند، خارجیان مقیم ایران و سیاحان، مشغول عکاسى از فضاى شگفتانگیز پیرامونشان بودند. برجستهترین و پرکارترین عکاس حرفهاى ایران در پایان قرن نوزدهم، 'آنتوان سوریوگین' بود که سراسر ایران را زیر پا نهاد و از مردم، مناظر، معمارى و اشیاء عکسهاى زیادى گرفت. عکسهاى وى در سفرنامهها و داستانها فراوان مورد استفاده قرار مىگرفت بىآنکه نامى از وى برده شود. سوریوگین محیط خود را با دید همه جانبهاى تصویر مىکرد. کارگاه وى درخیابان دولت در تهران قرار داشت و عکسهایش در نمایشگاه بروکسل در ۱۸۹۷ به کسب مدال طلا نایل شد. سوریوگین به کیفیت نور و تغییرات آن توجه خاص داشت و پیداست که اغلب عکسهایش را در اواسط روز مىگرفته است. وى اغلب فرد یا گروهى را در زمینهٔ عکسهایش قرار مىداد تا ضمن نشان دادن تاریخى بودن موضوع، مقیاس را نیز ببینند، القاء نماید.
یکى از تکنیسینهاى عکاسخانه عبداله میرزا بنام ایوانوف که براى خود اسم ایرانى 'روسىخان' را انتخاب کرده بود، پس از سفر به روسیه، با یکى از شرکتهاى لوازم عکاسى براى تهیه شیشه، کاغذ و مقواى عکاسى قراردادى منعقد نمود و در خیابان علاءالدوله عکاسخانهآى دایر نمود. عکسهاى او همه مارک روسىخان دارند. در انقلاب مشروطه و چند سال بعد، این عکاسخانه مرکز آزادیخواهان و اغلب عکسهاى آن مربوط به بزرگان مشروطه و مهاجرت و غیره بوده است. این عکاسخانه تا سال ۱۲۹۹ هجرى شمسى دایر بوده است. روسىخان با محمدعلیشاه به اروپا رفت و کارهاى عکاسخانه توسط مهدى مصورالملک ادامه یافت و سپس تعطیل شد.
از شاگردان عبداله میرزا دو نفر دیگر بنام 'ماشااله خان' و 'خادم' در اوایل سال ۱۳۰۰ شمسی، عکاسخانههاى دیگرى برپا کردند که هر دو در خیابان ناصریه بود، که عکسهاى ارزانترى مىانداختند.
با آغاز مشروطیت مردم تمایل داشتند چهرهٔ رهبران خود را مشاهده نمایند و رواج اینگونه عکسها مصداق این تمایل است. بهتدریج ثبت چهرههاى معروف گسترش یافت. و با ایجاد تحولات مختلف، عکس از انحصار دربار خارج شد و موضوعات اجتماعى و واقعى موضوع عکاسى قرار گرفت.
مبناى کار نخستین عکاسان اروپایى توجه به فرم و اصول زیباشناختى بود اما عکاسان ایرانی، اروپائیان را سرمشق خود قرار مىدادند. آنچه از روى آثار و نوشتههاى دوران قاجار بهدست آمده نشان مىدهد که ایران در اواخر قرن نوزدهم در حال دگرگونى بوده است و جامعهٔ سنتى ایران در تلاش براى انطباق خود با علوم و فنون و اندیشههاى غرب به سر مىبرده است.
با آغاز مشروطیت زمینه براى عکاسى مطبوعاتى فراهم شد. از ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ هـ . ش مطبوعات فعالیت وسیعترى یافتند و کاربرد عکس بیشتر شد و تحولات اساسى در عکسها ظاهر شد. عکسهاى این دوران بسیار برجسته و متفاوت است. با کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هـ . ش مطبوعات مجدداً دچار رکود و رخوت شد و عکاسى در حاشیه قرار گرفت. عکسهاى دههٔ ۳۰ و ۴۰ بیشتر جنبهٔ تبلیغاتى و رسمى داشتند. در اواخر دههٔ ۴۰ بهدلیل ظهور و گسترش گرایشات هنرى و پیچیده شدن مبارزات سیاسی، بهتدریج فضاى جدیدى بوجود آمد که عکاسى را نیز متأثر ساخت. بعد از این دوران با پیشرفت تجهیزات عکاسى و گسترش فعالیت مطبوعات، عکس به عنصرى مهم و تأثیرگذار بدل گشت.
کمپوزیسیون تصویر:
هر موضوعى مىتواند تصویرى ایجاد کند با ترکیبى مناسب و زیبا؛ بهشرط آنکه وقت کافى صرف آن گردد. کمپوزیسیون تصویر یک هنر حقیقى است و عوامل بسیارى در این کار دخالت دارند که هر یک به تنهایى مىتواند در شرایط خاص باعث موفقیت یک تصویر شود.
وحدت موضوع:در هر تصویر یک موضوع اصلى وجود دارد که عناصر دیگر تابع موضوع اصلى و در جهت ارتقاء اهمیت عنصر اصلى عمل مىکنند. در شرایط مختلف، تصویر داراى درجه دوم و تابع است که هر یک مىتواند موضوع اصلى براى تصویرى دیگر باشد؛ اما در خدمت موضوع اصلى خواهد کرد.
ترکیب کردن یک عکس یعنى قرار دادن عناصر تابع در رابطه با موضوع اصلى بهگونهاى که موضوع اصلى همیشه برترى خود را حفظ کند. با این همه برجسب نوع تصویرى که قرار است تهیه شود مسائلى را باید در نظر گرفت. در یک طبیعت بیجان با تغییر محل اجزاى تصویر و گردآورى آنها به اشکال گوناگون مىتوان به ترکیبهاى جالبى دست یافت. با ایجاد سایهروشنهاى حساب شده نیز همیشه امکان دستیابى به یک شکل هماهنگ وجود دارد.
پلانبندى و احساس بُعد:در هر تصویر پلانهاى مختلف مىتوان بوجود آورد. این کار را مىتوان به وسیلهٔ نقطهٔ دید و پرسپکتیو، عمق میدان و نور ایجاد کرد که در موفقیت یک تصویر بسیار مؤثر است. به این ترتیب عدسى دوربین احساس عمق و بُعد را در نظر بیننده بهوجود مىآورد. پلان اول در کمپوزیسیون اهمیت زیادى دارد. مخصوصاً در عکاسى از منظره موضوعى که بدون پلان اول مرکز توجه قابل دقتى ندارد، معمولاً با قرار دادن پلان اول در آن به یک اثر هنرى تبدیل مىشود.
عدم تقارن:محل قرار گرفتن موضوع اصلى اهمیت بسیار زیادى دارد و باعث توفیق یک تصویر یا برعکس عدم موفقیت آن خواهد شد. در هر تصویر نواحى برترى وجود دارد که چشم درست دارد در آنجاها آرام بگیرد. معمولاً این نقاط برتر در تقاطع خطوط فرضى قرار دارد که تصویر را از عرض و طول به سه قسمت مساوى تقسیم مىکند.
وقتى موضوع بر روى یکى از این چهار نقطهٔ قوى قرار گیرد یک کمپوزیسیون نامتقارن ایجاد خواهد شد. اگر در عکاسى از یک منظره خط افق در وسط تصویر قرار گیرد همهٔ عناصر بالا و پایین این خط داراى ارزش مساوى خواهند شد و در این صورت منظور موردنظر عکاس نامعلوم خواهد ماند. در کمپوزیسیون نامتقارن، براساس استفاده از یک نقطهٔ قوی، موضوع داراى ارزش و اهمیت خواهد بود و چشم بیننده پس از حرکت در تمام بخشهاى تصویر، روى موضوع اصلى متمرکز خواهدشد.
هماهنگى:ارتباط بین اجزاى مختلف یک تصویر باید بهگونهاى هماهنگ صورت بگیرد. این هماهنگى شامل هماهنگى در موضوع، هماهنگى در خطوط، هماهنگى در رنگها و هماهنگى ارزشها و تودهها باشد. هماهنگى موضوعى مثل دریا، آسمان، ساحل و ... هماهنگى خطوط مثل ابرهاى کشیده، ساحل و ... ؛ هماهنگى رنگها مثل گلهاى شقایق میان گندمها و هماهنگى ارزشها و تودهها مثل رشتهکوهها.
نظم و ترتیب:آنچه ما را در شکل دادن به کمپوزیسیون بیشتر عکسها راهنمایى مىکند، نظمو ترتیب است. موضوع اصلى با کمک نظم و ترتیب ارزش کامل خود را نشان مىدهد. در یک تصویر نباید از عناصر زیادى استفاده شود و باید تنها عناصر لازم و مثبت انتخاب شوند. وجود عناصر زیاد در یک تصویر، باعث بىنظمى و آشفتگى خواهد شد. گاه مىتوان با بزرگتر نشان دادن موضوعاصلى و ایجاد عکس ساده، تمرکز بر موضوع را ایجاد نمود.
اصل نظم در مورد زمینه نیز باید رعایت شود. در شروع کار بهتر است زمینههاى ساده مانند آسمان، دریا، برف، دیوار و غیره استفاده شود. با گذشت زمان و اندوختن تجربه مىتوان از زمینههاى مختلف براى ایجاد محیط مناسب استفاده کرد. براساس اصل نظم نباید در یک تصویر چندین مرکز توجه با ارزش یکسان وجود داشته باشد؛ زیرا موجب سرگردانى نگاه بیننده خواهد شد. البته در اکثر موارد نقطهٔ توجه دومى وجود دارد که در واقع موجب تأکید بیشتر بر ارزشهاى موضوع اصلى مىشود.
بهطورکلى باید تصدیق کنیم که اگر عکسى خوب ترکیب نشده باشد و عناصر آن خوب انتخاب نشده باشند و در محل صحیح خود قرار نگرفته باشند، براى بیننده خوشایند نخواهد بود.
هنر عکاسى در میان هنرهاى کاربردى از ظرافت، دقت و اهمیت خاصى برخوردار است. فتوگرافى از دو بخش photo به معنى نور و Graphic به معنى ثبت کردن مىباشد که مجموعاً ثبت کردن نور یا نورنگاری، در واقع به معنى عکاسى و عکسبردارى است که با استفاده از وسایل فیزیکى و شیمیایى تصاویر دنیاى خارج را مىتوان ثبت کرد. بنابراین عکاسى نور است که خود یکنوع انرژى است.
عکاسى فىنفسه وسیلهاى است که در آفریدن کار هنرى از آن بهره گرفته مىشود. عکاسى در عرصهٔ خلاقیت با هنر وجه اشتراک دارد؛ زیرا هرگونه کار عکاسى با دخالت ماهیتاً با دخالت نیروى تخیل انجام مىشود. هرعکس، حتى یک عکس فورى که تصادفاً گرفته شده باشد، بازتابى از نوعى سازماندهى تجربه و ثبت یک صورت ذهنى است. به این ترتیب، موضوع و سبک هر عکس، از دنیاهاى درونى و بیرونى شخص عکاس خبر مىدهد.
دوربین معمولاً چیزى بیش از یک وسیلهٔ ثبت در نظر گرفته نمىشود؛ اما عکاسى بههیچوجه یک وسیلهٔ خنثى نیست. هرعکسی، تفسیر دوبارهاى از جهان پیرامون ماست و ما را عملاً بر آن مىدارد که این جهان را به شکلى جدید ببینیم.
تاریخ پیدایش عکاسى: عکاسى اختراع یک فرد نیست بلکه ماحصل مجموع اکتشافات و تحقیقات افراد بسیارى در حوزههاى مختلف شیمى و صنایع است. اثرات شیمیایى نور از گذشتههاى نسبتاً دور بر روى اجسام مختلف اعم از معدنى یا آلى شناخته شده بود و حتى در قرون اولیه، یک معمار رومى به دیگران همواره توصیه مىکرده که تابلوهاى خود را همیشه رو به سمت شمال بگذراند تا اشعهٔ خورشید بر آنها نتابد. اکنون بر همه شناخت شده است که نور، رنگ پارچه و گل و گیاهان مختلف را تغییر مىدهد و در نواحى کوهستانى و یا کنار دریا حتى پوست بدن را تیره مىسازد.
سابقهٔ تاریخى اتاق تاریک یا جعبهاى که سوراخى کوچک در یک طرف آن ایجاد مىشد، به روزگار قدیم باز مىگردد. در قرن شانزدهم همه جا از این ابزار براى نمایش تصاویر استفاده مىشد. اختراع نخستین اتاقک تاریک را به لئوناردو داوینچى (۱۵۱۹-۱۴۵۲ م) وجووانى باتیستا دلاپورتا (۱۶۱۵-۱۵۳۸ م) هنرمند و مخترع ایتالیایى نسبت مىدهند. ژروم کاردان (۱۵۷۶-۱۵۰۱ م) امکان نصب یک عدسى محدب را در مقابل روزنهٔ اتاق تاریک مطرح کرد.
در دههٔ سوم قرن هیجدهم دوربین نقش ابزراى کمکى در طراحى صحنههاى معمارى را پیدا کرده بود و در همان سالها، حساس بودن اصلاح نقره در برابر نور کشف شد.
در سال ۱۷۲۷ م هانریش شولتس پزشک آلمانى پدیدهاى را کشف کرد که تأثیرى تعیینکننده در ثبت تصاویر داشت. شولتس مشاهده کرد که بطرى حاوى نمک نقره که در کنار پنجره قرار گرفته بود، دو رنگ شده است. سمت رو به نور بنفش تیره و سمت پشت به نور به رنگ اصلى نمک نقره یعنى سفید باقى مانده بود. وقتى شولتس بطرى را تکان داد رنگ بنفش محو شد. وى این آزمایش را چند بار تکرار کرد و نتیجه یکسان بود. این تجربه به نقطهٔ شروع پیوند علم شیمى با اتاق تاریک بود. ده سال بعد 'ههلو' عضو فرهنگستان علوم پاریس مشاهده کرد که اگر کاغذى را با قلمى که مرکب آن نیترات نقره است بنویسیم، هرچند در ابتدا بىرنگ است، اگر در معرض نور قرار گیرد، رنگ نوشته سیاه مىشود.
در پایان قرن هیجدهم میلادى شیمیدان سوئدی، میشل در تجربیات خود به پدیدهٔ سیاه شدن کلرور نقره تحت تأثیر نور، به این موضوع اشاره مىکند که تمام پرتوهاى رنگی، به یک نسبت و با یک سرعت تأثیر نمىکنند.
اکنون در دنیا مورد قبول است که ثبت تصویر و ثابت کردن آن براى مدت بسیار طولانى یک اختراع فرانسوى است. اولین تصویر ثابتى که بتوان آنرا عکس نامید توسط ژوزف نیسفورنیپس مخترع فرانسوى (۱۷۶۵-۱۸۳۳) تهیه شد. وى در سال ۱۸۲۲ در پنجاه و هفت سالگى توانست نخستین تصویر تثبیت شدهٔ دائمى را تولید کند؛ اما نخستین کار برجا مانده از وى به چهار سال پس از این تاریخ مربوط مىشود.
شخص دیگرى که کارنیپس را تکامل بخشید لوئى داگر (۱۸۵۱-۱۷۹۹ م) نقاش و طراح صحنهٔ فرانسوى بود. وى پس از ده سال دستگاهى بهنام داگرتوتیپ را اخترا ع کرد. این دستگاه که تصویر مثبت تولید مىکرد، در سال ۱۸۳۹ به نمایش درآمد و به این ترتیب عصر عکاسى آغاز گردید. پس از داگر، ویلیام هنرى فاکس تالبت (۱۸۰۰-۱۸۷۷) انگلیسى به فکر افتاد تا تصاویر بر روى صفحهٔ کاغذى ثبت شود. وى اولین کسى بود که توانست یک عکس منفى (نگاتیف) روى کاغذ بهوجود آورد و با عکسبردارى مجدد از آن بر روى کاغذ، امکان تکثیر نسخههاى متعدد، به صورت مثبت (پوزیتیف) را فراهم کرد. روش کار وى به این ترتیب بود که یک عکس منفى مثلاً نقش سفید یک برگ درخت را در زمینهٔ سیاه، روى یک کاغذ حساس دوم قرار داد. آنگاه این دو کاغذ را زیر فشار یک شیشهٔ جام در معرض نور آفتاب گذاشت، کارى که ما امروزه آن را چاپ کنتاکت مىنامیم. نور از قسمتهاى سفید برگ در نگاتیف عبور مىکرد و تصویر سیاهى روى صفحهٔ حساس دوم تشکیل مىداد. در عین حال نور از قسمتهاى تاریک نگاتیف عبور نمىکرد، بنابراین آن قسمتهاى روى کاغذ دوم سفید مىماند. نتیجه کار تصویر مثبتى بود از شیء اصلى یعنى برگ تیره در زمینهٔ سفید. این آزمایش شالودهٔ اصلى عکاسى بر مبناى تصاویر مثبت و منفى را تشکیل داد. وى روش ابداعى خود را کالوتایپ نامید. بعدها هرشل واژهٔ فتوگرافى را ابداع کرد که تا امروز رایج است.
نخستین عکس داگر تقلیدى بود از نوعى طبیعت بیجان که نقاشى بنام شاردن مبتکر آن بود. قایق بادبانى اثر فاکس تالبت، به نقاشىهاى دریایى نقاشان انگلیسى همان دوره شباهت دارد.
پس از دگرگونسازى شیوهٔ زندگى توسط انقلاب صنعتی، ابزارهاى خاص براى ثبت این دگرگونى اختراع شدند و عکاسى دستخوش یک رشته اصطلاحات سریع مانند اختراع عدسىهاى بهتر، نگاتیوهاى شیشهاى و روشهاى جدید شیمیایى شد.
فیلمهاى حلقهاى توسط جورج ایستمن (۱۹۳۲-۱۸۵۴ م) عکاس آماتور امریکایى ساخته و به بازار عرضه شد. تا این زمان هنوز دوربینهاى سنگین شیشهاى رایج بودند و عکاسى براى همگان میسر نبود. در سال ۱۸۸۸ م ایستمن دوربین سبک و ارزان و سادهٔ کداک را به بازار عرضه کرد که در آن به اندازهٔ ۱۰ عکس، فیلم وجود داشت و بعد دوربین سادهاى براى بچهها ساخت. شعار وى چنین بود: 'تکمه را فشار دهید، باقى کار با ما!' و رؤیاى او به این ترتیب به وقوع پیوست. ابداعات او انقلابى در عرصهٔ همگانى شدن عکاسى بوجود آورد.
همزمان با این تلاشها و تجارب در زمینهٔ عکاسى سیاه و سفید، تلاشهایى نیز براى عکاسى رنگى انجام شد ولى با موفقیت همراه نبود. تا آنکه ثابت شد که تمامى رنگها از ترکیب سه شعاع نورى قرمز، سبز و آبى به دست مىآیند و این مسأله راهگشاى اختراع عکاسى رنگى شد.
امروزه با بکارگیرى تجهیزات و دستگاههاى الکترونیکى تصاویر چاپى در کوتاهترین زمان ممکن به تمامى نقاط جهان ارسال و منتشر مىشود و عکاسى تبدیل به رسانهاى گویا و زبانى جهانى شده است. در مجموع عکاسى از آغاز پیدایش آن در میانهٔ سدهٔ نوزدهم میلادى تاکنون راهى طولانى را سپرى کرده است.
تاریخچهٔ عکاسى در ایران: آغاز عکاسى در ایران به دوران قاجار و سلطنت ناصرالدینشاه باز مىگردد. از عکسهاى موجود از این دوران مىتوان به راه و رسم زندگى سنتى آن زمان پى برد و تصاویرى که از ابنیه و عمارات آن دوران بهجا مانده براى مطالعات تاریخى قرن نوزدهم ایران ارزشى مستند دارد و در ضمن اطلاعاتى از نظام حکومتى دولت قاچار و سلسله مراتب آن براى ما به تصویر مىکشد.
در دوران قاجار پادشاهان یکى بعد از دیگرى تلاش کردهاند که از طریق توسعهٔ مبادلات فرهنگى و اقتصادى با غرب، کشور را از حالت انزوا بیرون آوردند. عکاسان ایران در آن روزگار از سه گروع عمده تشکیل مىشدند: یک گروه عکاسانى بودند که کار تحقیق دربارهٔ تفاوتهاى فرهنگى و طبیعى اقوام مختلف را برعهده داشتند و به مؤسسات کاوشهاى علمى و جغرافیایى اروپا تعلق داشتند. گروه دوم عکاسان بومى بودند که کشفیات جدید فنى را براى سرگرمى و بدون هدف مشخصى تجربه مىکردند و سومین گروه عکاسان حرفهاى بودند که از راه فروش عکس کسب درآمد مىکردند.
اولین دستاندرکاران عکاسى در ایران، اروپائیانى از فرانسه، اتریش و ایتالیا بودند که در مدرسهٔ دارالفنون تهران تدریس مىکردند. مدرسهٔ فنى و حرفهاى دارالفنون براى تربیت افسران، مهندسان غیرنظامى و نظامی، پزشکان و مترجمان توسط امیرکبیر تأسیس شد. ده سال بعد در سال ۱۸۶۰ م عکاسى نیز در برنامههاى دارالفنون افزوده شد.
احتمالاً اولین شخص خارجى که در ایران عکس را چاپ کرد، 'ژول ریشار' فرانسوى بود که در حدود سالهاى ۱۸۴۶-۱۸۴۴ م به ایران آمد و دارالفنون به تدریس زبان فرانسه پرداخت. اولین مجموعه عکس از آثار تاریخى ایران توسط لوئیجى پِشِه (Luigi Pesce) سرهنگى از اهالى ناپل در مهاجرت به ایران تهیه شد. نسخهٔ دومى از این مجموعه در همان سال تهیه و براى ویلیام اول، پادشاه پروس فرستاده شد. مجموعهٔ اول احتمالاً در یک مجموعهٔ شخصى در رم بعدها یافت شده است. آلبوم دیگرى نیز که به موزهٔ متروپولیتن نیویورک اهدا شده و شامل ۷۵ قطعه عکس است، احتمالاً همان آلبومى است که براى پادشاه پروس ارسال شده بود. این آلبوم در اصل متعلق به اردشیر میرزا، نوهٔ فتحعلىشاه بود. اهداکنندهٔ این آلبوم معتقد است که پِشِه یکى از چند عکاسى است که آثارشان در آن مجموعه گرد آمده است.آلبوم متروپولیتن شامل موضوعات متعددى است.
سه پرتره از ناصرالدینشاه در جوانى و یک عکس گروهى در این مجموعه وجود دارد. بیشتر تصاویر این آلبوم نشاندهندهٔ معمارى آن روزگار است.از جمله کاخهاى تشریفاتی، مساجد و تکایا، دروازههاى شهری، عمارات دولتى و مسکونی، بقعهها، مقابر و پلها و اماکن تاریخى را مىتوان نام برد و نیز تصاویرى از نمایشهاى دربارى و مناسبتهاى مهم دولتى که نشانگر جلال و شکوه دربار قاجار است. این آلبوم همچنین شامل دو تصویر از دو تابلوى نقاشى است: یکى پرترهاى از فتحعلىشاه و دیگرى یک سان نظامى است.
در اواسط سلطنت ناصرالدینشاه (۱۲۹۰-۱۳۰۰ هجرى قمری)، پس از سفر دوم شاه به فرنگ، بعضى همراهان شاه مختصر اطلاعاتى راجع به عکاسى بدست آوردند. در بدو پیدایش عکاسی، محدودیتهاى فنى عکسبردارى موجب مىشد تا عکسبردارى از ابنیه و عمارات رونق پیدا کند. در میان عکسهاى موجود در آلبوم ایتالیایى با امضاى پِشِه دو منظره از دروازههاى شهر، کاخ گلستان و نیز آثارى از ویرانههاى تختجمشید و نقش رستم و طاق بستان با حال و هوایى شاعرانه وجود دارد. قدیمىترین عکسهاى این آلبوم بین سالهاى ۱۸۵۲تا ۱۸۵۵ گرفته شدهاند.
مجموعه عکس دیگرى که گویاى وضعیت زندگى در دوران قاجار است، متعلق به لوئیجى مونتابونه، عکاس مشهور تورنیو است. این مجموعه شصت و دو قطعه عکس است که در سه آلبوم و در بخشهاى متفاوت گردآورى شده است. مونتابونه همراه یک هیئت سیاسى به ایران آمده بود. ناصرالدینشاه بارها به وى لقب عکسباشى داد. عکسهاى او از مکانهاى تاریخى ایران در نمایشگاه جهانى هاریس (۱۸۶۷ م) به نمایش درآمد و نشان افتخار دریافت کرد.
عکسهاى وى سند تاریخى بىنظیرى است که گویاى وضعیت زندگى مردم و درباریان است. گرچه در این عکسها زنان وجود ندارند، اما مردان طبقات مختلف اجتماع حضور مشخص دارند و سلسله مراتب اجتماعى آنها با چگونگى قرار گرفتن در تصویر کاملاً نشان داده شده است.
آنچه از یادداشتهاى شخصى ناصرالدینشاه بدست آمده نشانگر آن است که وى با روشهاى علمى و فنى عکاسى و طرز کار دوربینهاى مختلف آشنا بوده است و اغلب از دوربینهاى بزرگ با سه پایه استفاده مىکرده است. قدیمىترین عکسهاى ناصرالدینشاه عبارتست از پرترهاى که از خودش گرفته و پرترهاى تمام رخ از مادرش.
از عکاسان دربار بهجز آقا رضا مىتوان از عبدالله میرزا قاجار نام برد. وى از دانشآموختگان دارالفنون بود و عکاسى را در فرانسه فرا گرفت. وى در آموزش عکاسى حرفهاى در ایران نقش مؤثرى برعهده داشت.
از اوایل سلطنت مظفرالدینشاه در ۱۳۱۴ قمرى عبداله میرزا در بالاخانههاى دارالفنون عکاسخانه دایر کرد و فن عکاسى را متداول کرد. بسیارى از عکاسهاى بعدى از شاگردان وى بودهاند. این عکاسخانه تا اوایل مشروطیت دایر بود و عکاس دیگرى کارهاى عکاسى دربارى را انجام مىداد، بنام میرزا ابراهیمخان عکاسباشى که از خدمتگزاران دربار مظفرالدینشاه بوده است. معروف است که مظفرالدینشاه سخت شیفتهٔ عکاسى بود و خود عکاس آماتور بوده است.
در همان دورانى که ایرانیان سرگرم آموختن عکاسى بودند، خارجیان مقیم ایران و سیاحان، مشغول عکاسى از فضاى شگفتانگیز پیرامونشان بودند. برجستهترین و پرکارترین عکاس حرفهاى ایران در پایان قرن نوزدهم، 'آنتوان سوریوگین' بود که سراسر ایران را زیر پا نهاد و از مردم، مناظر، معمارى و اشیاء عکسهاى زیادى گرفت. عکسهاى وى در سفرنامهها و داستانها فراوان مورد استفاده قرار مىگرفت بىآنکه نامى از وى برده شود. سوریوگین محیط خود را با دید همه جانبهاى تصویر مىکرد. کارگاه وى درخیابان دولت در تهران قرار داشت و عکسهایش در نمایشگاه بروکسل در ۱۸۹۷ به کسب مدال طلا نایل شد. سوریوگین به کیفیت نور و تغییرات آن توجه خاص داشت و پیداست که اغلب عکسهایش را در اواسط روز مىگرفته است. وى اغلب فرد یا گروهى را در زمینهٔ عکسهایش قرار مىداد تا ضمن نشان دادن تاریخى بودن موضوع، مقیاس را نیز ببینند، القاء نماید.
یکى از تکنیسینهاى عکاسخانه عبداله میرزا بنام ایوانوف که براى خود اسم ایرانى 'روسىخان' را انتخاب کرده بود، پس از سفر به روسیه، با یکى از شرکتهاى لوازم عکاسى براى تهیه شیشه، کاغذ و مقواى عکاسى قراردادى منعقد نمود و در خیابان علاءالدوله عکاسخانهآى دایر نمود. عکسهاى او همه مارک روسىخان دارند. در انقلاب مشروطه و چند سال بعد، این عکاسخانه مرکز آزادیخواهان و اغلب عکسهاى آن مربوط به بزرگان مشروطه و مهاجرت و غیره بوده است. این عکاسخانه تا سال ۱۲۹۹ هجرى شمسى دایر بوده است. روسىخان با محمدعلیشاه به اروپا رفت و کارهاى عکاسخانه توسط مهدى مصورالملک ادامه یافت و سپس تعطیل شد.
از شاگردان عبداله میرزا دو نفر دیگر بنام 'ماشااله خان' و 'خادم' در اوایل سال ۱۳۰۰ شمسی، عکاسخانههاى دیگرى برپا کردند که هر دو در خیابان ناصریه بود، که عکسهاى ارزانترى مىانداختند.
با آغاز مشروطیت مردم تمایل داشتند چهرهٔ رهبران خود را مشاهده نمایند و رواج اینگونه عکسها مصداق این تمایل است. بهتدریج ثبت چهرههاى معروف گسترش یافت. و با ایجاد تحولات مختلف، عکس از انحصار دربار خارج شد و موضوعات اجتماعى و واقعى موضوع عکاسى قرار گرفت.
مبناى کار نخستین عکاسان اروپایى توجه به فرم و اصول زیباشناختى بود اما عکاسان ایرانی، اروپائیان را سرمشق خود قرار مىدادند. آنچه از روى آثار و نوشتههاى دوران قاجار بهدست آمده نشان مىدهد که ایران در اواخر قرن نوزدهم در حال دگرگونى بوده است و جامعهٔ سنتى ایران در تلاش براى انطباق خود با علوم و فنون و اندیشههاى غرب به سر مىبرده است.
با آغاز مشروطیت زمینه براى عکاسى مطبوعاتى فراهم شد. از ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ هـ . ش مطبوعات فعالیت وسیعترى یافتند و کاربرد عکس بیشتر شد و تحولات اساسى در عکسها ظاهر شد. عکسهاى این دوران بسیار برجسته و متفاوت است. با کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هـ . ش مطبوعات مجدداً دچار رکود و رخوت شد و عکاسى در حاشیه قرار گرفت. عکسهاى دههٔ ۳۰ و ۴۰ بیشتر جنبهٔ تبلیغاتى و رسمى داشتند. در اواخر دههٔ ۴۰ بهدلیل ظهور و گسترش گرایشات هنرى و پیچیده شدن مبارزات سیاسی، بهتدریج فضاى جدیدى بوجود آمد که عکاسى را نیز متأثر ساخت. بعد از این دوران با پیشرفت تجهیزات عکاسى و گسترش فعالیت مطبوعات، عکس به عنصرى مهم و تأثیرگذار بدل گشت.
کمپوزیسیون تصویر:
هر موضوعى مىتواند تصویرى ایجاد کند با ترکیبى مناسب و زیبا؛ بهشرط آنکه وقت کافى صرف آن گردد. کمپوزیسیون تصویر یک هنر حقیقى است و عوامل بسیارى در این کار دخالت دارند که هر یک به تنهایى مىتواند در شرایط خاص باعث موفقیت یک تصویر شود.
وحدت موضوع:در هر تصویر یک موضوع اصلى وجود دارد که عناصر دیگر تابع موضوع اصلى و در جهت ارتقاء اهمیت عنصر اصلى عمل مىکنند. در شرایط مختلف، تصویر داراى درجه دوم و تابع است که هر یک مىتواند موضوع اصلى براى تصویرى دیگر باشد؛ اما در خدمت موضوع اصلى خواهد کرد.
ترکیب کردن یک عکس یعنى قرار دادن عناصر تابع در رابطه با موضوع اصلى بهگونهاى که موضوع اصلى همیشه برترى خود را حفظ کند. با این همه برجسب نوع تصویرى که قرار است تهیه شود مسائلى را باید در نظر گرفت. در یک طبیعت بیجان با تغییر محل اجزاى تصویر و گردآورى آنها به اشکال گوناگون مىتوان به ترکیبهاى جالبى دست یافت. با ایجاد سایهروشنهاى حساب شده نیز همیشه امکان دستیابى به یک شکل هماهنگ وجود دارد.
پلانبندى و احساس بُعد:در هر تصویر پلانهاى مختلف مىتوان بوجود آورد. این کار را مىتوان به وسیلهٔ نقطهٔ دید و پرسپکتیو، عمق میدان و نور ایجاد کرد که در موفقیت یک تصویر بسیار مؤثر است. به این ترتیب عدسى دوربین احساس عمق و بُعد را در نظر بیننده بهوجود مىآورد. پلان اول در کمپوزیسیون اهمیت زیادى دارد. مخصوصاً در عکاسى از منظره موضوعى که بدون پلان اول مرکز توجه قابل دقتى ندارد، معمولاً با قرار دادن پلان اول در آن به یک اثر هنرى تبدیل مىشود.
عدم تقارن:محل قرار گرفتن موضوع اصلى اهمیت بسیار زیادى دارد و باعث توفیق یک تصویر یا برعکس عدم موفقیت آن خواهد شد. در هر تصویر نواحى برترى وجود دارد که چشم درست دارد در آنجاها آرام بگیرد. معمولاً این نقاط برتر در تقاطع خطوط فرضى قرار دارد که تصویر را از عرض و طول به سه قسمت مساوى تقسیم مىکند.
وقتى موضوع بر روى یکى از این چهار نقطهٔ قوى قرار گیرد یک کمپوزیسیون نامتقارن ایجاد خواهد شد. اگر در عکاسى از یک منظره خط افق در وسط تصویر قرار گیرد همهٔ عناصر بالا و پایین این خط داراى ارزش مساوى خواهند شد و در این صورت منظور موردنظر عکاس نامعلوم خواهد ماند. در کمپوزیسیون نامتقارن، براساس استفاده از یک نقطهٔ قوی، موضوع داراى ارزش و اهمیت خواهد بود و چشم بیننده پس از حرکت در تمام بخشهاى تصویر، روى موضوع اصلى متمرکز خواهدشد.
هماهنگى:ارتباط بین اجزاى مختلف یک تصویر باید بهگونهاى هماهنگ صورت بگیرد. این هماهنگى شامل هماهنگى در موضوع، هماهنگى در خطوط، هماهنگى در رنگها و هماهنگى ارزشها و تودهها باشد. هماهنگى موضوعى مثل دریا، آسمان، ساحل و ... هماهنگى خطوط مثل ابرهاى کشیده، ساحل و ... ؛ هماهنگى رنگها مثل گلهاى شقایق میان گندمها و هماهنگى ارزشها و تودهها مثل رشتهکوهها.
نظم و ترتیب:آنچه ما را در شکل دادن به کمپوزیسیون بیشتر عکسها راهنمایى مىکند، نظمو ترتیب است. موضوع اصلى با کمک نظم و ترتیب ارزش کامل خود را نشان مىدهد. در یک تصویر نباید از عناصر زیادى استفاده شود و باید تنها عناصر لازم و مثبت انتخاب شوند. وجود عناصر زیاد در یک تصویر، باعث بىنظمى و آشفتگى خواهد شد. گاه مىتوان با بزرگتر نشان دادن موضوعاصلى و ایجاد عکس ساده، تمرکز بر موضوع را ایجاد نمود.
اصل نظم در مورد زمینه نیز باید رعایت شود. در شروع کار بهتر است زمینههاى ساده مانند آسمان، دریا، برف، دیوار و غیره استفاده شود. با گذشت زمان و اندوختن تجربه مىتوان از زمینههاى مختلف براى ایجاد محیط مناسب استفاده کرد. براساس اصل نظم نباید در یک تصویر چندین مرکز توجه با ارزش یکسان وجود داشته باشد؛ زیرا موجب سرگردانى نگاه بیننده خواهد شد. البته در اکثر موارد نقطهٔ توجه دومى وجود دارد که در واقع موجب تأکید بیشتر بر ارزشهاى موضوع اصلى مىشود.
بهطورکلى باید تصدیق کنیم که اگر عکسى خوب ترکیب نشده باشد و عناصر آن خوب انتخاب نشده باشند و در محل صحیح خود قرار نگرفته باشند، براى بیننده خوشایند نخواهد بود.
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 15:39 توسط گلچین جاویددوست
|
اسمم گلچین جاویددوست هستش-اهل ارومیه.