هنر هخامنشی

نبوکدنصر، یا " شاهِ شاهان" به روایت کتاب دانیال نبی، لاف زنان می گوید:من دیواری محکم را برآن داشتم که گرداگرد بابل کشیده شود...تادشمنی که قصدحمله به ماراداشته باشد نتواند تهدیدمان کند...وشهربابل رابه یک دژمستحکم تبدیل کردم.
لیکن پس ازحکاکی این دستخط بر روی دیوارمزبور، شهر به تصرف کورش پادشاه ایران درآمد وعمرسلسلۀ نبوکدنصر به پایان رسید.انگیزۀگسترش قلمروامپراطوری ایران، ایرانیان را به نقاطی بس دورترازبابل کشانید. مصردرسال525 ق.م در برابر ایرانیان تسلیم شد.در سال 480 ق.م امپراطوری ایران ازرود سند تا رود دانوب گسترده بود وفقط مقاومت پیروزمندانۀ یونانیان درسدۀپنجم پیش ازمیلاد توانست مانع الحاق اروپای جنوبی به این امپراتوری شود.
کورش کبیرامپراطوری خودراازدریای مدیترانه تاسرحدهندوستان بسط داد، به آبادکردن مملکت وساختن بناهای عظیم پرداخت.عالیترین بنای این عصر، درشهر" پا سارگاد"که پایتخت ایران بود تأسیس شد که به خاطراهمیت آن به شرح برخی از آثارآن می پردازیم.
مدخل ودرگاههای این کاخ عظیم درعرض بنا واقع شده وبه توسط گاوهایی که بالهای بزرگ داشتند محافظت می شد. یک جفت ازاین مجسمه ها درمدخل تخت جمشید دیده می شودکه سر انسان دارند. در سمت شمال، بر یک سنگ آهکی به درازای سه متر، فرشته ای حجاری شده است. در شمال غرب این کاخ تالارپذیرایی واقع است. در قسمت مرکزی تالاراصلی، دوردیف ستون به ارتفاع 13 مترموجود است. سراین ستونها معمولاًبه شکل سراسب، سرگاونرویا شیر شاخ داربوده است.
بعدازپاسارگاد، بهترین آثارهخامنشیان را در بیستون وآنگاه در تخت جمشید میتوان ملاحظه کرد. پیش ازآنکه ذکری از بیستون وتخت جمشید بنماییم، بد نیست سخنی در باره کتیبه های هخامنشی بگوییم :
خطِ رسمی دولتی درزمان هخامنشی، خط میخی بوده است که حدود سی وشش علامت داشته وهر علامتی نماینده صدایی یا سیلابی بوده است که تا به امروزهجده علامت برای اعداد و چهار علامت برای اشیاءمعین ودو علامت برای جدا کردن کلمات،خوانده شده است.
عالیترین کتیبه هخامنشی کتیبه بیستون است که درآن داریوش کبیر شرح وقایع اوایلِِ سلطنت خود وسرکوبی دشمنان را به شیوایی گزارش می دهد.نقش برجسته بیستون مرکب است از پیکرۀ داریوش بزرگ ودوازده تن دیگر که در یک ردیف، بر روی دیوارۀ بلندی در بیستون ساخته شده است.

داریوش در سال 521 ق.م احتمالاً" شوش" را پایتخت نموده ودستور داده روی تپه مجاورآپادانا، تالار بارعام رابنا سازند.
شوش در آن زمان بزرگترین پایتخت جهان ودرخورجاهِ سلطنت هخامنشی بوده است. چهار رود از آن می گذشت و دورشهر خندقی تعبیه شده بود پرازآب که شهر را به صورت جزیره ای درآورده بود.
معماری کاخ تحت تأثیر هنر بابلی بود وروی دیوارهای خشتی با کاشی های مینایی تصویر سربازان جاودان، شیر، گاو نروموجودات خیالی نقش شده بود. تخت شاهی در قسمت عقب تالار و در جایی نیمه تاریک قرارداشت تا شاه به زحمت دیده شود.
سپس داریوش، تخت جمشید را پایتخت قرارداد.هنرمندان ومباشرانی که کارساختمان شوش رابه انجام رسانده بودند برای ساختمان آپادانا به تخت جمشید احضار شدند وبزرگترین پایتخت جهان در تخت جمشید تقریباً از روی نمونهای که در شوش ساخته شده بود، منتهی عظیم تروباشکوه تر ساخته وپرداخته گردید.
بزرگترین اثرمعماری ومجسمه سازی زمان هخامنشی درتخت جمشید است که یونانیها آن را پرسپولیس می نامند.
به طورکلی هنرهخامنشی هنری است شاهانه ودارای عظمت وجلال. عظمت درموادومصالح ساختمانی(سنگ، آجر، چوب، عاج، طلا، نقره)، عظمت در اندازه ها(اندازۀستون ها، تعداد آنها، وسعت تالارها)، عظمت در رنگ که با پرده ها وسایرتزیینات به عمل می آمده است.
هنر ایرانی هخامنشی، هرچندهنری است شاهانه اما غیر انسانی نیست. پلکان دو طرفۀ وسیع وپهن و نقش برجسته های دیواره های این پلکان این مطلب را تأیید می کند، نشان دادن جمعیت در نقش برجسته های تخت جمشید، ضمن اینکه قدرت پادشاهی و نشان دادن تعداد زیاد باج گذاران را به بیننده القاء می کند، مبین نهایت مهارت حجّاران درکار سنگ تراشی و نهایت ذوق ایرانی برای تزیین می باشد.ایرانیان در کارفلز، یعنی در طلا سازی،نقره کاری، برنز ومس سازی نیزمهارت داشته اند.

منابع:
هنر در گذر زمان نوشته هلن گاردنر